تب داغ نگاهت (۱)

انقدر مست بود که حالیش نبود داره چیکار میکنه
امیر نکنن امیر اگه آرش بفهمه هم تو بگا میری هم من
بدون مقدمه منو زیرش گذاشت و با خشونت تمام لباسای منو از تنم جدا کرد زیرش تقلا میکردم ولی اون هیچ توجهی به من نداشت و زیر لب میگفت
کسکش میدونی چند ساله تو گفتم میدونی چقدر دلم بدنتو میخواست چجوری میتونی این کس و کون خوشگلو از من دریغ کنی
با گریه دستاشو پس میزدم و همچنان تقلا میکردم
جفت پاهاشو اینور اونور شیکمم گذاشت تا نتونم از جام بلند شم و تا به خودم اومدم دیدم ی چیز بزرگ و کمی سبزه رنگ رو شیکمم افتاده تو دلم میگفتم خودمونیم ولی عجب کیری داره
ولی باز دلم راضی نمیشد که بخوام باهاش سکس کنم اون دوست خیلی صمیمیم بود
اومد روم و با نگاه بغض آلودش گفت چطور تونستی نسبت به عشق و علاقه ای که بهت داشتم بی تفاوت باشی آخرم خودتو بسپری دست اون پسرخاله جاکشم؟
نمیدونستم چی بگم کدوم عشق کدوم علاقه مات و مبهوت بهش نگاه میکردم ک دیدم سرش بین پاهامو
با حرص زبونشو بین لاله های کسم می‌کشید و با ولع لیسشون میزد عین جنازه رو تخت افتاده بودمو دیدم دستمو گذاشته رو سرش هر لیسی که میزد موهاشو چنگ میزدم زبونشو خیلی ماهرانه روی چوچولم تکون میداد حس میکردم رو ابرام ولی از یه طرفم خشکم زده بود
بلد بود بدنمو جوری بلد بود که خودم باورم نمیشد یه پسر میتونه چجوری حال منو تو کمترین ساعت خراب کنه من همچین چیزیو تا حالا تجربه نکرده بودم
نفسمو دادم بیرون و سرشو گرفتم بلندش کردم بهم زل زده بودیم که لبمو محکم چسبوندم به لباش و با ولع لباشو میخوردم اونم دستشو انداخت دور کمرم و خودشو بهم چسبوند و همراهیم کرد
حدودا ده دقیقه رو لبای هم بودیم که دیگه طاقتش سر اومد نشست رو تختو پای منو کشید پایین و من کاملا زیرش بودم جثه بزرگی داشت خیلی رو بدنش کار کرده بود و فقط عضله دیده می‌شد پوست سبزه ای داشتو کاملا تایپم بود
اومد روم و دستشو برد زیر و سر کیرشو تنظیم کرد دستشو آورد بالا و قاب صورتم کرد و یهو تمام حجم اون کیر کلفتو کرد داخلم
با تمام وجودم آهی کشیدمو لبخندی روی صورت اون آوردم
وحشیانه توم تلمبه میزد جوری که از لذت تو حالت خلسه بودم
بلدم بود و این باعث می‌شد صد هیچ از آرش جلو بزنه محکم خودشو بهم می‌کوبید و عربده می‌کشید
از لاس زدنش خوشم میومد
کست چه داغه تنوره؟؟
بگو این بدن خوشگلت مال کیهه بگو تو مال کیی
کیرمو دوست دارییی پرت کرده؟؟
با حرفاش روانیم می‌کرد حدودا چهل دقیقه بی وقفه داخلم تلمبه میزد به پوزیشن های مختلف با حرکات تند و آهسته
تا دیدم بدنش داره میلرزه و فهمیدم که داخلم ارضا شد
ترسی نداشتم چون همیشه قرص اورژانسی داخل کمدم بود
از روم بلند شد و زمانی که حرارتم خوابید فهمیدم که با خودمو رفاقتمون چیکار کردم
سریع رفتم داخل حموم و در و قفل کردم صدام میزد درسا درسا نمیخواستم اینطوری شه مستیش پریده بود و تازه فهمید که با خودمون چیکار کرده
دوش گرفتم و اومدم بیرون دیدم روی تخت دراز کشیده و داره گریه میکنه اعتنایی بهش نکردم و رفتم داخل پذیرایی که با صدای ایفون پریدم.

ادامه…

نوشته: Hni

بازدید 19,699

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “تب داغ نگاهت (۱)”

  1. باز هم این ولع پرتابیان پیداش شد😁میگم آ :چیز همه بر و بچ بکن تو با ولع تو دهنتبیا پایین از رو ابرهامیفتی شصت پات میره تو کونت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید