.دوستان من سعید ۴۵ ساله و زنم رویا ۳۷ سالشه دوتامون لیسانس داریم رویا کار میکرد اما الان خانه داره تربیت شده خانواده فرهنگی و سالمی هستن مدهبی هستن اما بی تعصب جالب اینه در اکثر داستانها زنها مثل ستاره های پورن تعریف میشن اما بخدا رویا و مادرش دختر اذری پوست سفید صاف قد بلند اندام پر موها قهوه ای روشن و اگر یه ویژگیشو تابلو هست بگم باسن گرد و برجسته شاسی بلندشه که همین چند سال اول ازدواج مزاحمت های چشم های حیز دردسر های زیادی درست میکرد رویا خیلی بندرت ارایش میکنه ادایش جذابیتشو میپوشونه واصلا دوست نداره جلب توجه کنه لباسهای گشاد و حرکات سنگینش مگس ها رو کمتر مزاحممون میکنه از خصلتهاش اینه که بعد ۱۵ سآل وقت سکسمون چون من حسابی خبره سدم که چطور زنها رو اتیشی کنم وسط کار که سکس براش شکنجه میشه و میدونم از ته دل میخواد التماس کنه که تمومش کنم اما فکر میکنه اگر هیجاتشو نشون بده نشونه دله بودنشه بارها گفتم اشتباه میکنه اما تربیتش این بوده فقط این اواخر که بعد از نوازش و تحریک عالی روش خوابیدم لباشو میخورم دیگه طاقت نمیاره و با دو دستش موهامو چنگ میزنه با چشم های بستع سرمو با فشار به پایین برای خوردن کوسش هل میده بد نیست بگم اوایل که اوندم بخورم نذاشت و میگفت کثافت کاری چیه نکن تا خدا رحمت کنه اموات دوستشو که گفته بود پیغمبر گفته از این لذت بخش تر چیزی نیست وباعث مهر و الفت زنو شوهر میشه بعد اون جواز داشتم خلاصه جوری شهوتشو تحریک میکنم که بجان عزیزام بارها شده که زمان ارضا شدن دو دستش دور گردنم و پاهاش دور کمرم قفل میکنه و اگار داره خفه میشه متو محکم خفه میکنه یکبار کار بجایی رسید که داشتم خفه میشدمچنان قدرتی پیدا کرده بود که ۲۰ روز گردنم کج شده و پماد میزدم این در حالیه که بعدش که دست میاندازمش خجالت میکشه میگه خفه دروغ نگو انگار دختر بچس اینارو میگم تا خصوصیاتش دستتون بیاد فحش توی خانوادشون مرده شوره همین خلاصه اهل اخلاقو ادب هستن بدون اغراق همه به زندگیمون حسادت میکنن و مشکل خاصی نداریممتوسط جامعه اما خرج پوشاک کم میکنه و البته همه چی بهش میاد جلوی غریبهوجوری رفتار میکنه که همه حدودشونو میدونن تا اینجا همه چی وفق مراد بود اما محل کارم پسری بود از خارج اومده بود کارگر بود و اهل مواد بود یبار از شیشه و فاز باور نکردنیس برای سکس گفت خلاصه کاری کرد که منم استفاده کردم عزیزان امیدوارم این ماده نابودگرو هیچوقت تجربه نکنید اما اونایی که مصرف کردن میدونن مثلا مردی غیرتی که خونشو برای ناموس میده بعد مصرف ففط بفکر اینه که رفتار سکسیش خارجوعرف و باور نکردنی بشه و خلاصه ادمو تبدیل به کسی میکنه که خودت هم نمیشناسیش من بعد مصرف اولا ۳ روز نتونستم بخوابم و خونه که رفتم مثل جوون ۱۶ ساله خشن سراغ رویا رفتم که غیر معمول بودچون با برنامه و مثلا دوش گرفتن و اخرشب و…سکس میکردیم اما ناغافل اجازه حرف ندمو توی رختخواب کارهایی کنم که رویا رو متعجب کرده بود مثلا زبون زدن باسن کاری نبود که بخواهیم رویا گفت نکن کثافت کاری و خلاصه زنی که با نزاکت و خجالتی رو مجبور میکردم که سکس متفاوتی بکنیم مثلا دادم بخوره که عصبانی شد و بعد کلی تحریکی که شدت شهوت من اونو تاثیر کرده بود اومد نوکشو لای لباش گرفت و عق زد وگفت بکشیم نمیکنم اما من کیرمو روصورتش رو لبهاش و …میکشوندم و ارضا شدنم که چون قزص ضد حاملگی بعلت چاق شدن و…نمیخورد منم از کاندوم خوشم نمیاد پس همیسه پارچه یا لباسی زیر باسنش پهن میکردم و موقع ارضا شدن درمیاوردم و با دستمابمو رو پارچه خالی میکردم اما اینبار ابمکه اوند رو شکمش نشستم و پاشیدم روسینه ها و زیر گلوش غر زیادی زد ولی اعتراف کنم سکس متفاوت و با شهوت و قدرت ارضا شدن خیلی بیشتری انجام شد و زیاد مشکل نساخت رفت دوش بگیره که ۲۰ دقیقه بعد باورم نمیشد انگار یکماه سکس نکرده باشم باز شهوت بدنمو داغ کرده بود ننیشد دوباره مجبورش کنم ظهر ها میخوابه ولی من در سالن تنها فیلم پورن تماشا میکردم و تعجب کرده بود وقتی که شب دوباره سکس کردیم میگفت اقا چلچلیش رسیده و مسخرم میکرد اخر هفته ها میرفت خونه مادرش من گفتم تو برو من شب میام و تنهاشدم فیلم پورن وسایت چت و داستان های سکسی که خلاصه کنم بیشتر از ۶ ساعت یه ریز از رو گوشی بلند نشدماینجا بود که با سایت داستان هاو چت سکسی اشنا شدم قبلا برام اصلا جالب نبود تحریک بسیار زیاد دهنمو به هر جا میخواست میبرد که اینبار داستان هلی سکس با محرم و هرچی که هیجان بیشتر و تجربه شهوتناک بالاتر برام جذاب تر بود یادمه سکس با مادر خیلی حال داد تعجب میکردم چون من اصلا روحم با این مسایل بیگانه و چندش اور بود در ادامه داستان های بی که واقعت خلاف اون بود مثلا ما اذری و سخت تعصب ناموس و…داریم و اوایل ازدواج که حس میکردم کسی به زنم توجه داره تا درگیری فیزیکی جلو میرفتم و کلا غیرتی بودیم اما جوری شد که داستان بی غیرتی برام همه چیز و خواستنی ترین محرک های جنسی شده بود جوری درگیرش شدم که تماس گرفتم و گفتم من شب نمیام جمعه ظهر میام خونشون و شب دوم که یک ساعت هم نتونستم بخوابم صرف بالا و پایین کردن سایت های مربوطه کردم تا سایت چت رو وارد شد و قسمت بی غیرتی پیام های مردم برام شدیدا جالب اومد فکری به سرم زد پیام گداشتم که میتونماز کشوهای لباس زیر زنم فیلم بفرستم و بجز اسم هامونسن و طاهر هامونو واقعی نوشتم بلافاصله چند نفر تقاضا کردن و یادم نمیره شروع به فیلم گرفتن اونم چت زنده فشار شهوت دیونه کننده بود یک بیک لباس زیر هاییکه عکس رویا من اهمیت زیادی میدادم همیشه از نظر مدو کیفیت عالی بودن رو با دقت زیاد فیلم میگرفتم و شرح میدادم حتی لباس خوابی که در خرید عقدمون گرفته بودیم و الان کوچک شده بود را تعریف کردم که با این لباس خواب شب اول عروسیمون پوشیده بود و داستان شب زفاف و عکس العمل هامونو دقیق شرح میدادم متوجه شدم خیلی استقبال کردن از طرفی پیام ها رسید که میپرسیدن امکان سکس با زنم هست و منم راستشو نیگفتم که این تا قیامت هم اگه منم بخوام غیر ممکنه ولی اصرار که از رویا فیلم بگیرمکه بعد از خروج احساسات متضادی رو تجربه کردم چون با اخلاق و باورهام یک دنیا فرق داشت پس اولین حس و فکر کردن بهش ترس ناک ولی هیجان بوجود میاورددیگه مخچه من اسیر این ذهنیت غریب شده بود از طرفی هم فکر اینکه اگر رویا کوچکترین بویی از کاری که کردم ببره بی برو برگرد جدا میشه وکلا همه چیز نابود میشه تا صبح درگیرش بودم پس قرار گذاشتم اگر هم حرکتی میکنم حساب شده باشه و امکان رو شدنش و مشکلاتی که غریبه هایی که نمیشناخنم میتونستن بوجود بیارن باشه شب جمعه برگشتیم من دوربینو روشن و محل درستی گذاشتم و یا دوربینو همراه میبردم که مثلا وقتی رویا اشپزخونه مشغول بود گردن به پایین از حرکاتش فیلم گرفتم وتصمیم گرفتم برای روز مبادا شب که سکس میکنیمیه جوره صحنه هایی رو ثبت کنم شب رفتم سراغش گفت نمیشه چون ۳ روز نشده ۳ بار برنامه داشتیم گفتم عزیزم۵ شنبه خونه مادرت بودی ۵ شنبه سکس سنت انبیاست و مخالفت کرد اما انگولک های من مرده رو زنده میکرد و اخراجازه داد و صحنه هایی معمولی مثل در اوردن لباس و دست کشیدن رو بدنشو مخفیانه فیلم گرفتم روز سوم بود که خوابم امکانش نبود شیشه بیشتر اسیبش بی خوابیشه و راهی هم نداره رویا خوابید من رفتم سالن و فیلم هایی که مطمین بودم ردی بجا نمیزاره رو فرستادم بلافاصله معلوم شد شدیدا استقبال شده و کامنت های زیادی که البته دردسرها هم پشت سرش راجب سوال در مورد اینکه پیش تر برم و از سکس کاملمون فیلم بگیرمبعضی هم خواهش میکردن که اگه موافق باشم ایا میشه با زنم بخوابن باورم نمیشد با مصرف دوبار از یک ماده شخصیت و عقاید ادم دنیاهای کاملا مخالف رو بوجود اورده بود اما در کمال تعجب بهم برنمیخورد تا اونجا که بعصی با احترام معذرت خواهی میکردن و میپرسبدن من جزو بی عیرت ها هستم وحیرت میکردم که منم تایید میکردم البته من هیچ نمیخواستم با زنم کسی بخوابه اما همون اندازه هم باور کردنی نبود چند روز گذشت و بین اونهمه ادم دو سه نفری رو مودب تر و منطقی تر دیدم که اجازه هر حرفی رو بخودشونننیدادن یکیش پسر ۱۸ ساله ای بود اسمش پیمان گفتم پیمانفیلم کوتاهی دارم که از بقیه فیلم هام جلوتر رفته و رویا رو با شورتو سوتین واولین بار صدامونم شنیده میشد رو براش میفرستم و میخوام بین اون همه بهش اطمینان بیشتری کنم خیلی تشکر کرد به فکرم رسید اونم ویدیو چت زنده بفرسته که عکس العملش از فیلمسکسمونو بفرسته وگفتم راحت باشه و اگه بتونه حین تماشا خود ارضایی کنه خوشش اومد و همینطور شد با تماشای سکس منو زنم ابشو اورد این تجربه ها برام مثل ورود به دنیای لذت های تجربه نشده بود و منم جوری شهوت وجودمو میگرفت که با لذت زیاد ارضا میشدم کم کم حس کردم با پیمان احساس راحتی میکنم و مثل بقیه که غیر قابل اطمینان و خطرناک بنطر میرسیدن ولی پیمان ارامشم رو از بین نمیبرد بعش گفتم دوست ندارم بدروغ وعده جلوتر رفتنمون رو بدم و تاکید کردم من هم اگر بخوام زنم حاظره بمیره ولی این اتفاق نیفته ولی گفتم بجز رابطه مستقیم هر جور که امکانش بود رو سعی میکنم با هم تجربه کنیم و تاکید کردم پیشرفتن در این راه شرطش اینه که منم برام گارانتی بشه که خطری تهدیدمنمیکنه اونم بدون پافشاری گفت قول میدم خودت شرایطی پیش میاد که حوب بشناسیم اونوقت راحت تر رفتار میکنی و برعکس بقیه خودخواه نبود اونقدر که نخواد منم در نظر بگیره و گفت که حتما صادقانه رفتار میکنه تا شناخت کاملتر و ساده تر باشه و درکمنیکنه که حساس و مراقب باشم .عزیزان بهتره داستان ما ۲ قسمت باشه واین پایان قسمتت۱ ازداستان رویای تماشای سکس زنم و قول میدم جذابیت اصلی در قسمت ۲ داستان بحصورتون میرسه تا اون موقع اگه لطف کنین اول اینکه اگه با تاثیر شیشه اشنایی ندارین سعی کنید خبر های موثق بگیرین تا بجای نفرت از من بپرسین اگر شما هم این اثر رو بدن ودهنتون وارد میشد اقلا کمترین تغییرات رو توی خودتون حس میکردین و اگه ادعای اتسانیت دارین با راهنماییهای دقیق نه از روی هوا نظراتی بدین که بجز من برای دیگر خوانندگان مخصوصا اونایی که در اینده ممکنه این پیشامد رو تجربه کنن از قبل داناییشون بالا باشه مخلص همگی و لذت های جنسیتون رنگارنگ تر و جذاب باشه .
نوشته: سعید
2 پاسخ به “تاثیر مخدرها و زیرورو شدن زندگیم”
عالی بود ، منتظر قسمت دوم هستم ، کاشک میشد زودتر میشنیدم
یعنی خریت محضه با دونستن اینکه مواد چه بلایی سر دیگران اورده کسی بره سراغ مواد