بعد وقتی یک سال از بودنمون گذشت با اون از علاقه ی شدیدم به سکس گفتم . گفتم که دوست دارم هنوز با مردها و حتی زن های زیادی بخوابم . قبول کرد و بی هیچ حرفی ازم دور شد . روزهای عرق خوری و مست کردن و دوری رو جوری تحمل کرده بود که فقط از زبان دیگران می شنیدم . خودش هیچ اثری ازش نبود . حالا اون رو بارها و بارها و بارها میخواستم . کونم رو تکون دادم . بلند شد و سرمو گرفت و توی دهنم تلمبه زد . میخواستم بالا بیارم .ولی میکشید بیرون و باز میکرد تو . دهنم پر از کیرش شده بوده . روی صورتم میکوبیدش . روی چشم هام . روی لپ ووبینی و لبهام . بهش گفتم که منو بکنه . بلند شدم و روی لبه ی مبل زانوهام رو تکیه گاه کردم و لبه ی بالای کاناپه رو گرفتم . ایستاد . قدش از من بلند تر بود . کیرش رو روی کسم گذاشت بعد آروم فرو کرد . آهی از جانم کشیدم . همون دقیقه ای که فرو کرد آرزو کردم که بازهم منو بارها و بارها بگاد . برای هزارمین بارهم باید همینطور پر از احساس باشم . محکم تلمبه میزد و درد و لذت مثل دو رشته برق که ازهم سبقت می گرفتند توی تنم بالا میومد . کیر بلندش تا ته کسم میرفت . سینه هام دست هاش رو میخواست . فکرم رو خوند و سینه هام ر, چنگ زد . من رو مثل یه جنده میگایید . بله ، هر زنی آرزوی این رو داره که روزی به بدترین شکل ممکن گاییده بشه . تمام زن ها غرق شدن توی این احساس دوگانه رو از سر وجود میخوان . تمام اغواگری وجودشون از همین تناقض ناشی میشه . حالا همان که میخواستمش داشت من رو توی حیوانی ترین حالت ممکن میگایید . داد زدم ” بگا . بگا . من رو همیشه بگا . ” مطمعنن به حرف هام گوش نمیداد . کیرش توی کسم فرو میرفت . کونم رو چنگ میزد . ازهم بازش میکرد . انگار با چنگ زدن کونم پیام گاییدن کون رو صادر میکرد . کار خودشو کرد و من داد زدم که کونمو بکن . وقتی این رو گفتم دلم برای خودم سوخت و ندونستم چرا . هر چه بود میخواستم کونم بذاره . میخواستم منو بکنه بی واسطه گری کس شلوغ و پر رفت و آمد و خیلی رمانتیک . درد گاییده شدن و درد حقارت فیزیکی رو با تمام وجودم میخواستم . کیرش رو در آورد . مثل یک ماشین بود . کم حرف . حیوانی . بگا . تف میزد که صدای پرتاب کردن تف از لب هاش میومد . در کونم خیس شد . بعد سر گوشتی کیرش رو روی سوراخ کونم حس کردم . ترس تمام تنم رو گرفت . ” بکن زودی بکن توش . ” سر کیرش فرو رفت . کون دادن های قبلی راه رو راحت کرده بود . یک بار کون دادن ، همیشه کون دادن . وقتی تلمبه هاش تند شده بود درد برام لذت بخش شده بود . درد رو بیشتر میخواستم . کاش کیرش کلفت تر بود و موقع کردن درد بیشتری بهم می داد . سوراخ کونم حالا نمیسوخت . فقط توی کونم درد میکرد . و این درد با لذت گاییده شدن قاطی شده بود و تا جلو پیشونیم رو پر کرده بود . داد زدم ” بگا . بیشتر و بیشتر بگا . همیشه بگا ” .
نوشته: Kayoga
5 پاسخ به “بگا ، همیشه بگا”
ردیف کردن تعدادی صحنه سکسی و کلمات سکسی رو نمیشه داستان گفت. این نوشته بیشتر به درد افرادی میخوره که میخان بی هیچ دردسر و با راحتی تمام، یه جق بزنند و برن!! داستان یعنی شخصیت پردازی، یعنی شروع، اوج و فرود… حالا به نظرت این نوشته را میشه داستان بگیم؟؟!!
یعنی چی
سرو تهش بگا همیشه بگا بود که
نظرم به نظر بانو leily mahbob نزدیکتره!منتها حیف که ندارم!
لیتل هورنی. این هم هست:))