بوسه‌ی حرام (۳)

به شدت استرس داشتم و نمیدونستم باید چیکار کنم حتی گاهی با خودم تصمیم میگرفتم ک نرم پیششون ولی واقعا از حسام خوشم میومد و دلم میخواست باهاش باشم و این ک ممکن بود جوری رفتار کنه و حس کنم منو ب مهسا ترجیح میده واقعا برام لذت بخش بود. گوشیمو برداشتم و ی عکس از شورت و سوتین‌های ستی ک روی تخت چیده بودم فرستادم برای مهسا و بهش گفتم میشه لطفا اینو ب حسام نشون بدی ک انتخاب کنه کدومو بپوشم. بعد از چند دقیقه ی ویس برام اومدم ویس رو ک باز کردم صدای مردونه‌ی حسام بود ک میگفت دوست دارم اون ست نارنجی رو از تنت در بیارم.قند تو دلم آب شد و‌ شورتم یکم خیس شد و شروع کردم ب آماده شدن.

مهسا در رو ک باز کرد واقعا تعجب کردم هیچی ب جز ی شورت و سوتین‌ تنش نبود و جالبیش این بود ک رنگش دقیقا با لباس زیر من ست بود. تنش رو ک کامل برانداز‌ کردم و مطمئن شدم ازش بهترم با چشمام دنبال حسام گشتم. مهسا ک متوجه این موضوع شد گفت حسام حمومه الاناس ک بیاد ، توهم برو تو اتاق و آماده شو. منم رفتم همه‌ی لباسامو دراوردم و با شورت و سوتین اومدم بیرون. وقتی اومدم بیرون دیدم حسام داره مهسا رو تو آشپزخونه میبوسه.گلم رو صاف کردم ک متوجه حضور من بشن حسام‌ ک از‌ پشت اُپن اومد کنار فهمیدم ک حتی شورت هم نداره ناخودآگاه خیره شدم ب کیرش‌ واقعا کیر خوبی بود محو کیر حسام بودم ک دیدم داره میاد سمتم باهام دست داد و من بعد از دست دادن آروم و برای مدت کوتاهی لبشو بوسیدم . دستامو برد بالا و با حرکت دستش بهم فهموند ک بچرخم وقتی پشت کردم بهش ی چنگ ب کونم زد و منم برگشتم ی لبخند شیطون زدم.مهسا از آشپزخونه داد زد اول سکس یا شام ک حسام با صدای بلند جواب داد سکس دست من گرفت و برد روی مبل شروع کرد ب چنگ زدن رون پام با صدای خمار بهش گفتم بدجوری خیس شدم خندید و گفت تحمل کن‌…
مهسا اومد کنارش نشست و شروع کرد ب بوسیدن حسام ی دست حسام روی رون من بود و دست دیگه روی رون زنش برای لحظه‌ی کوتاهی محو تماشای حسام و مهسا شدم ک حسام دستمو گرفتم و برد روی کیرش و بعدم سرمو هل داد پایین . یکمی مقاومت کردم حسام بوسیدن رو متوقف کرد و پرسید چی شده گفتم اینجوری دوست ندارم میشه برم پایین پاهات بشینم؟ مهسا جوابم رو داد ک‌راحت باش
منم رفتم پایین پاش نشستم شروع کردم ب بوسیدن پاهای حسام متوجه شدم ک جفتشون دارن منو نگاه میکنن پس منم با ولع بیشتری ب این کار ادامه دادم پاهای حسام رو می بوسیدم و لیس میزدم انگشتاش رو ساک میزدم و زبون میکشیدم زیر ناخن‌هاش پاهاشو ک خوب تمیز کردم تو چشماش نگاه کردم و گفتم: ارباب اجازه میدید جنده‌تون براتون ساک بزنه؟ حسام با حرکت سر تایید کرد. سنگینی نگاه مهسا رو حس میکردم ولی برام مهم نبود با بوسه‌های ریز از پاهای حسام رسیدم ب کیرش شروع کردم ب بو کردن کیرش و بوسه‌های ریز بهش میزدم فشار دستای حسام رو رون مهسا کاملا مشخص بود پس دارم راهمو درست میرم اروم کلاهک کیرشو کردم تو دهنم و وقتی کلاهکش توی دهنم بود زبون میزدم ب سر کیرش ک آه حسام بلند شد وقتی توی چشماش نگاه کردم ، نگاه پر‌از حسادت مهسا رو دیدم و فهمیدم تا حالا نتونسته ب حسام اینجوری حال بده پس ادامه دادم بیشتر کیرشو تو دهنم جا کردم و بعدم تخماشو خوردم بعدش با دستم کمر حسامو هول دادم بالا تا کونشو بلیسم یکم مقاومت کرد ولی من میدونستم این حرکت چه لذتی برای مردا داره و پافشاری کردم روش همچنان مهسا فقط نگاه میکرد و حسام رونشو چنگ میزد. شروع کردم ب لیسیدن سوراخ کونش و با دستم کیرشو میمالیدم و هر از گاهی بهش میگفتم ک من برده‌ی توام هرکاری خواستی باهام بکن، من جندتم ازم استفاده کن برای ارضا شدن ، من سگتم آفریده شدم تا تو لذت ببری…
آه و ناله های حسام بیشتر شد و آبش ریخت روی دست من و شکم خودش. دهنمو از کونش جدا کردم دستمو لیس زدم و بعدش شکمشو از آبکیر با زبون پاک کردم و گقتم: من فدای آبکیر مقدستون بشم ارباب خوشحالم ک ازم راضی بودید و ارضا شدید بعدشم یکم ازش فاصله گرفتم و روی زانوهام نشستم روی زمین
یهو مهسا شروع کرد با مشت کوبیدن ب سینه‌های حسام. حسام حسابی شوکه شده بود و بعد از‌ چند تا ضربه بالاخره تونستن از خودش دفاع کنه و دستای مهسا رو‌ گرفت یکم ک اروم شد و دید زورش ب حسام نمیرسه بلند شد رفت سمت آشپزخونه هود رو روشن کرد و شروع کرد ب سیگار کشیدن
-مهسا جان عزیزم چیزی شده نمیخوای حرف‌ بزنی؟
+چرا انقدر زود ارضا شدی حسام؟
-یعنی چی عشقم؟
+ینی این دختره‌ی جنده انقدر از من بهتره تو ده دقیقه ارضات کرد! وقتی با منی ی ساعت طول میکشه
میدونستم اگه جواب بدم و بابت اینکه بهم توهین کرده حرفی بزنم شرایط بدتر میشه و ممکنه من بده بشم این وسط حداقل اگه چیزی نگم حمایت حسام رو دارم
-چیزی ک تجربه کردم برام جدید بود عشقم، دو تا دختر کنارم بودن
+خفه‌شو حسام چرت و پرت نگو!تو فقط رون منو چنگ زدی حتی سینه‌هامو نگرفتی فقط حواست ب محدثه بود. خوشت میاد کونت لیسیده بشه؟ کون دادی ؟ مفعولی مگه خوشت میاد؟ گی‌ای؟اصلا خوشت میاد ب درک! هرچی ب هر دلیلی چرا نمیگی من برات بلیسم؟
-چی کصشر میگی‌مهسا حرفتو میفهمی من تا حالا تجربه‌ش نکردم بودم و حالا ک تجربه‌ش کردم اره خوشم میاد از این ب بعد انجام بده
بعد رو کرد ب من و گفت برو لباس بپوش و منم با چشم سرورم جوابشو دادم ک بهم چشم غره رفت و گفت سکس تموم شد عادی باش
رفتم تو اتاق لباس پوشیدم و وقتی برگشتم دیدم سر میز شام نشستن من کاملا آماده‌ی رفتن بودم ک مهسا گفت:
-کجا دار میری عزیزم بیا شام؟
+ن ممنون مزاحم نمیشم برم دیگه شبتون رو هم خراب نکنم
-چ خرابی فدات بشم تو امشب مهمون مایی و هنوز چیزی ک من بهت قول دادم رو‌ نگرفتی بیا سر میز شام …. اهان قبلش کامل لخت شو و بیا درست مث من و حسام
رفتم سر میز شام نشستم و مهسا ادامه داد
-ببخشید ک اون حرفو بهت زدم
+کدوم؟
-بهت گفتم هرزه
+عیبی نداره عصبی بودی
-مرسی ک درک میکنی حسام باهام صحبت کرد من یکم عصبی شدم ک انقدر زود ارضا شد عاخه با من ک هست خیلی طول میکشه خوب تو بهتر از منی تو سکس و قرار شد بعد از شام حسام قرص بخوره و دوباره انجامش بدیم مشکلی ک نداری؟
+گفتم اگه بهم نگی جنده اره
مهسا و حسام خندیدن و شروع کردیم ب شام خوردن
حسام گفت ی سوال بپرسم ؟ با سر جوابشو دادم ک بپرسه
-تو خودت وسط سکس خودتو جنده خطاب کردی چرا از مهسا ناراحت شدی؟
+حسام تو سکس خیلی حرفا گفته میشه برای لذته و قصد و توهینی توش نیست ولی مهسا جان اون لحظه عصبی بود و ب نیت توهین بهم گفت جنده برای همین ناراحت شدم وگرنه تو سکس هرچی خواستید بگید ناراحت نمیشم
حسام سکوت کرد و با حرکت چشماش و سرش بهم فهموند ک قانع شده
بعد از شام ی سکس خیلی عالی داشتم و بعد تو بغل همدیگه س تایی داشتیم سیگار میکشیدیم و مهسا گفت من فردا روز سختی دارم قراره ی دختره ب اسم پگاه بیاد برای مصاحبه و کاراش با منه میشه بخوابیم؟
همه موافقت کردیم و توی همون حالت سه‌تایی خوابمون برد
صبح ک بیدار شدم خبری از مهسا نبود و حسام داشت آماده میشد
بدون صدا و با لب زدن از حسام پرسیدم مهسا نیست؟
خندید و گفت ن . از تخت اومدم پایین سجده کردم جلوی پاش و پاهاش رو بوسیدم. ازتون ممنونم ارباب ک با کیرتون ب من لذت دادین مرسی ک از من برای ارضا شدن استفاده کردید، احتمالا این آخرین باری باشه ک این اتفاق میفته شماره‌ی منو بزنید تو گوشیتون هرموقع ی جنده‌سگ خواستید بهم پیام بدید تا از من برای ارضا شدن استفاده کنید. حسام با موهام بازی کرد گفت آفرین سگ خوب شمارت رو بگو بهم

نوشته: مغز در رفته

بازدید 5,821

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “بوسه‌ی حرام (۳)”

  1. خیلی کوتاه بود۱ ماه منتظر داستان شماییم انقدر کم مینویسی ادم میخوره تو ذوقش

  2. موضوعی با پتانسیل بالانوشتاری با شروع قابل قبول امادر نهایت خوب نبوداگر داستان روایت منطقی می داشت و پردازش کاراکتر انجام میشد و هم روایت ما یک قصه داشت عالی بوداما هیچ نبود به جز قسمت اول

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید