سلام اسمم شیماس ۳۶سالمه معلم کلاس دوره متوسطه اول یا همون راهنمایی هستم
۱۷۰ قدمه ۶۸وزنمه چهره معمولی با چشای روشن دارم سینه هام ۸۰میشه سایز کونم بزرگه و به شددددت سفیدم جوری که تو دوستا فامیل میخوان سفیدی مثال بزنن منو میگن از خودم تعریف نمیکنم چیزی که هستو میگم
چندین ساله ازدواج کردم بچه ندارم ولی شوهرم علی کارمنده اداره دولتیه و زندگیمون معمولیه توی سکس علی فانتزی نداره فقط میخواد بکنه یعنی تنوع دوس نداره و بدی که داره اگه اسپری نزنه تو دو دقیقه بساط جمع میکنه با این حال من هیچوقت بهش حس خیانت نداشتم و ندارم
من مدرس ریاضی ام سره همین شاگردام خصوصی ام کلاس میزارم همه شاگردام خب دخترن ولی ۳-۴تا پسر بچه ام دارم که میرم خونشون درس میدم تا پول مایحتاج زندگی در بیاد
یکی از اون پسرا اسمش عرشیاس یه پسره بوره خوشگل خونگی که بیبی فیسه و زبون باز ولی خب ازشون راضی ام یه شب علی بعد مهمونی سنگینی که رفته بودیم سر درد بدی گرفتم گیر داد که بکنه من ممانعت کردم ولی سریع فقط شلوارمو در آورد یه دقیقه ام نشد کیرشو کرد تو کوسم ابشو ریخت توم گف بیا پاش گمشو بخواب من که سردردم دوبل شده بود باهاش بحثم شد که منجر به دعوا شد یه حرفی که بهم زد و رفت تو مخم گفت همینه که هست من نمی تونم بکنم برو جندگی کن اصن دلتم بخواد اصن میکنمت خیلیییی بهم برخورد گریه کردم و خوابیدم صبحش رفتم مدرسه غروبشم باید میرفتم خونه عرشیا که بهش ریاضی یاد بدم از اونجایی که با یکی از دوستام بیرون قرار داشتم ارایش کردمو به خودم رسیده بودم زنگ زدم عرشیا اومد دم در باز کرد دیدم هیچکی نیست گفتم تنهایی مگه گف اره رفتن شهرستان ختم نمیان همون موقع گوشیم زنگ خورد مادره عرشیا عذرخواهی کرد بابت نبودش و گف رفتن ختم
ماام رفتیم تو اتاق بساط درس و چیدیم به علت سکوت خونه صدای نفسای جفتمون میومد یه لحظه نگاه کردم به شلوار عرشیا دیدم چه بادی کرده نمیدونم چیشد خیلییی حشری شدم متوجه نگاه من شده بود با یه پوزخند کیرشو جا به جا کرد منم به خودم اومدم به کم دیگه گذشت دیدیم نمیشه واقعا فقط داره منو برانداز میکنه خودش فهمید بهم برخورده گف برم دستشویی بیام رف منم گفتم به همین بدما انقدر که شهوتی بودم ولی خب فقط فکر بود عرشیا اومد شروع کرد حرف زدن تیکه انداختن که اره اگ معلم خودمون شما بودی همه بچه ها ۲۰میگرفتن بس که خوبید شما به مامانم گفتم زن بگیره شبیه شما باشه ها و این حرفا منم با خنده جوابشو میدادم
عرشیا یهویی گف خانوم کرم خاصی میزنن اینقدر سفیدید؟
گفتم نه مادرزادی کف خوشبحالتون گفتم توام سفیدی که گفت ن اندازه شما خانوم دیدم نگاهش کلااا رو مچ پای لخت منه گفتم چیوووو نگاه میکنی عرشیا گف خانوم نمیشه نگاه نکرد بخدا جای من نیستید خیلی جذابید گفتم بچه جون درستو بخون یکیش گیرت بیاد گفتش الان هم دارم درس میخونم که گیرم اومده گفتم من که نه جای مامانتم گف مامانم اگه شبیه شما بود غمی نداشتم که
خیلی حشری بودم گفتم اولین حرکتو بزنه بهش دادم گفتم خانوم میشه یه بار دست بزنم به مچ پاتون گفتم که چی بشه؟
گفت همینجوری ببینم چجوریه گفتم نه نمیشه گفت توروخدا خانوم مچ پاتونه دیگه خواهش میکنم گفتم خب که چی بشه بیا پامو بردم جلو
گرفت یکم پاچمو داد بالا بو کشید دست میکشید سکوووت کامل تو خونه بود یه لحظه جورابمو درآورد درجا انگشت پامو کرد دهنش گفتم چییی میکنی دیوونه
مک میزد انگشت پامو هیچ حرفی نمیزد لای انگشتامو لیس میزد کف پامو لیس میزد کارای عجیبی میکرد ۵دقیقه راحت شد پامو قرمز کرد انقدر که خورد حشر خالص بودیم اومد بالا من عقب عقب رفتم خوابیدم به کمرم اومد بالا سرم روم نخوابید ولی گف خانوم دمت گرم حالا میزاری یه حالی بهت بدم؟ننن
گفتم چی مثلا که لباشو گذاشت رو لبام لبامو حسابی خورد شالمو درآورد موهام هایلات بلوند بود زد کنار افتاد رو گردنم واااییی عالی بود گردنمو میخورد مک میزد لبم می گرفت پیرهنشو دراورد بدن بدون مو سفیدشو افتاد روم دوباره ادامه داد عالی بود کیرشو رو شلوار حس میکردم مانتومو در اورد یه تیشرت آبی داشتم که اونم در اورد گف اووفف سینه هاشوووو همونجا رو سوتین صورتیم شروع کرد مالیدن در آوردش واااایییی شروع کرد خوردن کبودشون کرده بود من فقط اه میکشیدممم اههه بخوررر گاااز نگیر عرشیاااا اوووووی اوف جون بخور برام اااایییی خیلی خوبهههه اااههههه
تو چشم هم زدنی شلوار لیمو در اورد با شورت در اومد گفت جااان چه کسییییی هستی توووو پاتو باز کن برات بخورم شروع کرد اول رونمو لیسدن بعد افتاد به جون کسم کسمو میخورد انگشت توش میکرد حسابی خیس بودم و حشری
اااایییی اووووف ااااخخخخ خیلی خوبههه اووووفف اهههههه ای بخور اهههه چقدر خوبه عرشیاااا واااای خدااااا
دوباره اومد رو سینه هام شروع کرد خوردن دره گوشم گفت حال میده گفتم خیلیییی پاشد شلوارشو در اورد کیرش زد بیرون یه کیر ۱۲سانتی شاید خیلی دراز نبود یکمم بدنش کلفت بود وایساد جلوم منم سریع پاشدم نشستم گذاشتم دهنم مث ندیده ها میخوردم براش موهامو جمع کرده بود تو دهنم تلمبه میزد ۲دقیقه نشد کف داگی بخواب ببینم
چرخیدمداگی شدم دادم عقب گذاشت جلو کسم هل داد تو دوتایی اهی کشیدمو شروع کرد گاییدن
ااااهههه اوممممم بکن عرشیاااا اووووفففف اااایییی خوبهههه بکن بکن تو تههههه ببرررررر. اوووووی بزن محکمتررررررر اووووفففف خیلی خوبهههه
عرشیا ام میگفت جوون اههه بکش خوشگلللل
افتادم کامل رو زمین اونم روم تویی میزد پاشد گفت میشینی روش!
گفتم پاشو بشینم نشستم رو کیرش بالا پایین میکردم سینه ها قرمزم بالا پایین میشد سینه هامو میچلوند از پهلوم هام می گرفت کمک می داد خیلی خوب بود بالاپایین شدم و کیرسواری رو عرشیا
همونو پاشد روش بودم شروع کرد سینمو خوردن کیرش تو کسم بود گردنمو میخورد یکم لب بازی کرد گفتم آبتو بیااارر دیگههه گفت آبت اومده تو گفتم آره گفت پس بخواب قشنگ سینه هامو خورد گذاشت تو کسم باز جلو عقب کردن خیس عرق بودیم میکرد سینه هامو بازی میکرد
ااااییی اهههههه بکن عرشیا دوباره من دارم میشمممم بکن عاالیههه ابتو بیار عرشیاااا اوووففف خیلییی خوبههه اهههه توش نریزی یوووقت عرشیا
گف نترس چه کسی هسی خانوم زیرم حال میدهههه؟
گفتم اررره عالیه بکنننن نفساش تند شده بود یه لبی ازم گرف گف کجا بریزم گفتم هرجا میخوای
همون لحظه در اورد جلو صورتم افتاد منم چشمامو بسته بودم که ابشو ریخت رو صورتم آبش ۳تا پرتاب ریز بیشتر نبود افتاد روم قشنگ نفس نفس میزدیم اهههه اوووف
فووق العاده بود سردردم خوب شده بود گفتم پاشو عرشیا یه دستمال بده بهم دستمال اورد صورتمو پاک کردم لخت بودیم گف خانوم عالی بود خیلیییی خوب بود گفتم اره به کسی نگی یوقت بدبخت شیم گفت مگه کسخلم خانوم دوباره بغلم کرد گفتم بسه عرشیا گف کاری ندارم فقط بغلت کنم منم خوابیدم بغلش خیلییی حال میداد یه ربعی بغل هم بودیم و بوس بازی کردیم که عالی بود بعد دیر شده بود سوتین با کمکش بستم لباسامو پوشیدم یکم دیگه لب گرفتیم و رفتم به قرارم با دوستم تا الان ۳بار باهاش سکس کردم که هر یکی از دفعه قبل بهتر حس خیانت به علت بچه بودنش ندارم نمیدونم چرا ولی از وقتی به عرشیا میدم حالم بهتره ممنون بابت خوندتون
۱۷۰ قدمه ۶۸وزنمه چهره معمولی با چشای روشن دارم سینه هام ۸۰میشه سایز کونم بزرگه و به شددددت سفیدم جوری که تو دوستا فامیل میخوان سفیدی مثال بزنن منو میگن از خودم تعریف نمیکنم چیزی که هستو میگم
چندین ساله ازدواج کردم بچه ندارم ولی شوهرم علی کارمنده اداره دولتیه و زندگیمون معمولیه توی سکس علی فانتزی نداره فقط میخواد بکنه یعنی تنوع دوس نداره و بدی که داره اگه اسپری نزنه تو دو دقیقه بساط جمع میکنه با این حال من هیچوقت بهش حس خیانت نداشتم و ندارم
من مدرس ریاضی ام سره همین شاگردام خصوصی ام کلاس میزارم همه شاگردام خب دخترن ولی ۳-۴تا پسر بچه ام دارم که میرم خونشون درس میدم تا پول مایحتاج زندگی در بیاد
یکی از اون پسرا اسمش عرشیاس یه پسره بوره خوشگل خونگی که بیبی فیسه و زبون باز ولی خب ازشون راضی ام یه شب علی بعد مهمونی سنگینی که رفته بودیم سر درد بدی گرفتم گیر داد که بکنه من ممانعت کردم ولی سریع فقط شلوارمو در آورد یه دقیقه ام نشد کیرشو کرد تو کوسم ابشو ریخت توم گف بیا پاش گمشو بخواب من که سردردم دوبل شده بود باهاش بحثم شد که منجر به دعوا شد یه حرفی که بهم زد و رفت تو مخم گفت همینه که هست من نمی تونم بکنم برو جندگی کن اصن دلتم بخواد اصن میکنمت خیلیییی بهم برخورد گریه کردم و خوابیدم صبحش رفتم مدرسه غروبشم باید میرفتم خونه عرشیا که بهش ریاضی یاد بدم از اونجایی که با یکی از دوستام بیرون قرار داشتم ارایش کردمو به خودم رسیده بودم زنگ زدم عرشیا اومد دم در باز کرد دیدم هیچکی نیست گفتم تنهایی مگه گف اره رفتن شهرستان ختم نمیان همون موقع گوشیم زنگ خورد مادره عرشیا عذرخواهی کرد بابت نبودش و گف رفتن ختم
ماام رفتیم تو اتاق بساط درس و چیدیم به علت سکوت خونه صدای نفسای جفتمون میومد یه لحظه نگاه کردم به شلوار عرشیا دیدم چه بادی کرده نمیدونم چیشد خیلییی حشری شدم متوجه نگاه من شده بود با یه پوزخند کیرشو جا به جا کرد منم به خودم اومدم به کم دیگه گذشت دیدیم نمیشه واقعا فقط داره منو برانداز میکنه خودش فهمید بهم برخورده گف برم دستشویی بیام رف منم گفتم به همین بدما انقدر که شهوتی بودم ولی خب فقط فکر بود عرشیا اومد شروع کرد حرف زدن تیکه انداختن که اره اگ معلم خودمون شما بودی همه بچه ها ۲۰میگرفتن بس که خوبید شما به مامانم گفتم زن بگیره شبیه شما باشه ها و این حرفا منم با خنده جوابشو میدادم
عرشیا یهویی گف خانوم کرم خاصی میزنن اینقدر سفیدید؟
گفتم نه مادرزادی کف خوشبحالتون گفتم توام سفیدی که گفت ن اندازه شما خانوم دیدم نگاهش کلااا رو مچ پای لخت منه گفتم چیوووو نگاه میکنی عرشیا گف خانوم نمیشه نگاه نکرد بخدا جای من نیستید خیلی جذابید گفتم بچه جون درستو بخون یکیش گیرت بیاد گفتش الان هم دارم درس میخونم که گیرم اومده گفتم من که نه جای مامانتم گف مامانم اگه شبیه شما بود غمی نداشتم که
خیلی حشری بودم گفتم اولین حرکتو بزنه بهش دادم گفتم خانوم میشه یه بار دست بزنم به مچ پاتون گفتم که چی بشه؟
گفت همینجوری ببینم چجوریه گفتم نه نمیشه گفت توروخدا خانوم مچ پاتونه دیگه خواهش میکنم گفتم خب که چی بشه بیا پامو بردم جلو
گرفت یکم پاچمو داد بالا بو کشید دست میکشید سکوووت کامل تو خونه بود یه لحظه جورابمو درآورد درجا انگشت پامو کرد دهنش گفتم چییی میکنی دیوونه
مک میزد انگشت پامو هیچ حرفی نمیزد لای انگشتامو لیس میزد کف پامو لیس میزد کارای عجیبی میکرد ۵دقیقه راحت شد پامو قرمز کرد انقدر که خورد حشر خالص بودیم اومد بالا من عقب عقب رفتم خوابیدم به کمرم اومد بالا سرم روم نخوابید ولی گف خانوم دمت گرم حالا میزاری یه حالی بهت بدم؟ننن
گفتم چی مثلا که لباشو گذاشت رو لبام لبامو حسابی خورد شالمو درآورد موهام هایلات بلوند بود زد کنار افتاد رو گردنم واااییی عالی بود گردنمو میخورد مک میزد لبم می گرفت پیرهنشو دراورد بدن بدون مو سفیدشو افتاد روم دوباره ادامه داد عالی بود کیرشو رو شلوار حس میکردم مانتومو در اورد یه تیشرت آبی داشتم که اونم در اورد گف اووفف سینه هاشوووو همونجا رو سوتین صورتیم شروع کرد مالیدن در آوردش واااایییی شروع کرد خوردن کبودشون کرده بود من فقط اه میکشیدممم اههه بخوررر گاااز نگیر عرشیاااا اوووووی اوف جون بخور برام اااایییی خیلی خوبهههه اااههههه
تو چشم هم زدنی شلوار لیمو در اورد با شورت در اومد گفت جااان چه کسییییی هستی توووو پاتو باز کن برات بخورم شروع کرد اول رونمو لیسدن بعد افتاد به جون کسم کسمو میخورد انگشت توش میکرد حسابی خیس بودم و حشری
اااایییی اووووف ااااخخخخ خیلی خوبههه اووووفف اهههههه ای بخور اهههه چقدر خوبه عرشیاااا واااای خدااااا
دوباره اومد رو سینه هام شروع کرد خوردن دره گوشم گفت حال میده گفتم خیلیییی پاشد شلوارشو در اورد کیرش زد بیرون یه کیر ۱۲سانتی شاید خیلی دراز نبود یکمم بدنش کلفت بود وایساد جلوم منم سریع پاشدم نشستم گذاشتم دهنم مث ندیده ها میخوردم براش موهامو جمع کرده بود تو دهنم تلمبه میزد ۲دقیقه نشد کف داگی بخواب ببینم
چرخیدمداگی شدم دادم عقب گذاشت جلو کسم هل داد تو دوتایی اهی کشیدمو شروع کرد گاییدن
ااااهههه اوممممم بکن عرشیاااا اووووفففف اااایییی خوبهههه بکن بکن تو تههههه ببرررررر. اوووووی بزن محکمتررررررر اووووفففف خیلی خوبهههه
عرشیا ام میگفت جوون اههه بکش خوشگلللل
افتادم کامل رو زمین اونم روم تویی میزد پاشد گفت میشینی روش!
گفتم پاشو بشینم نشستم رو کیرش بالا پایین میکردم سینه ها قرمزم بالا پایین میشد سینه هامو میچلوند از پهلوم هام می گرفت کمک می داد خیلی خوب بود بالاپایین شدم و کیرسواری رو عرشیا
همونو پاشد روش بودم شروع کرد سینمو خوردن کیرش تو کسم بود گردنمو میخورد یکم لب بازی کرد گفتم آبتو بیااارر دیگههه گفت آبت اومده تو گفتم آره گفت پس بخواب قشنگ سینه هامو خورد گذاشت تو کسم باز جلو عقب کردن خیس عرق بودیم میکرد سینه هامو بازی میکرد
ااااییی اهههههه بکن عرشیا دوباره من دارم میشمممم بکن عاالیههه ابتو بیار عرشیاااا اوووففف خیلییی خوبههه اهههه توش نریزی یوووقت عرشیا
گف نترس چه کسی هسی خانوم زیرم حال میدهههه؟
گفتم اررره عالیه بکنننن نفساش تند شده بود یه لبی ازم گرف گف کجا بریزم گفتم هرجا میخوای
همون لحظه در اورد جلو صورتم افتاد منم چشمامو بسته بودم که ابشو ریخت رو صورتم آبش ۳تا پرتاب ریز بیشتر نبود افتاد روم قشنگ نفس نفس میزدیم اهههه اوووف
فووق العاده بود سردردم خوب شده بود گفتم پاشو عرشیا یه دستمال بده بهم دستمال اورد صورتمو پاک کردم لخت بودیم گف خانوم عالی بود خیلیییی خوب بود گفتم اره به کسی نگی یوقت بدبخت شیم گفت مگه کسخلم خانوم دوباره بغلم کرد گفتم بسه عرشیا گف کاری ندارم فقط بغلت کنم منم خوابیدم بغلش خیلییی حال میداد یه ربعی بغل هم بودیم و بوس بازی کردیم که عالی بود بعد دیر شده بود سوتین با کمکش بستم لباسامو پوشیدم یکم دیگه لب گرفتیم و رفتم به قرارم با دوستم تا الان ۳بار باهاش سکس کردم که هر یکی از دفعه قبل بهتر حس خیانت به علت بچه بودنش ندارم نمیدونم چرا ولی از وقتی به عرشیا میدم حالم بهتره ممنون بابت خوندتون
نوشته: معلم
65 پاسخ به “به شاگردم دادم”
کیرم توکوست.
نمیدونم ،بد نبودخسته نباشی
توصیف خیانت از دید متفاوت
برو بچه کونی تا ندادم سگهای باغ کونت بزارن حرومییه مشت پسر کونی ایران رو پر کردن مریض های لواط کارپسره اومده پی وی عکس کونش میفرسته تلگرامم.نکنین با همینجوری دنیا پر نامرد
عالی بدد
کلا راوی ی زن باشه داستان بنظرم عالی در میاد
جدیدا توی همه داستان ها میرن ختم و خونه خالی میشه،حالا نگفتی این عرشیا جانی چن سالشه که اینقد حرفه ای کار کرده؟ 😂
نویسنده داستان عرشیا کونی دوازده ساله
دوستان وقتی میخونین داستان کیریه دیسلایک بدین ک وقت ماهم بگانره
چه طور معلمی هستی که اینقدر غلط املایی داری اخر متوجه نشدم داستان رو عرشیا نوشته یا خانم معلم واسه همینه اینقدر چرت گفتی مجبوری مگه اینقدر خالی ببندید
سرو ته نداشتمنکه همچین حسی دارم
این چه کونی بازیهچرا خودتون و جای زن جا میزنیدداستان مسخره ای بودهرکسی سکس واقعی رو تجربه کرده باشه میفهمه از یه پسر دوازده سیزده سالهگفتن چنین جملات و انجام دادن چنین کارهایی غیرقابل باور است.
تو خانم معلمی یا عرشیا ؟
عرشیا جان ننویس.
یه کوس شعری گفتی که تو مغزم نمیگنجه
خانوم معلم به منم بده کار بلدم
لطفا ب شعور خواننده توهین نکنید
به خدا آگه تو معلم باشی سبک نوشته نشون میده بیش از ۱۵ سال نداری غلت های املایی. گف، و نگارش بچگانهولی در و تخته رو خوب جور کردی.به اسم خودت بنویس. پسر خوب
اونقت بدن سفیدت هم کبود نشد و شوهر جاکشت هم هیچی نفهمیده و زندگیت داره به خوبی خوش پیش میره ؟ ما هم این شدیم 😳 😳 😳 😳 😳
چرا حس میکنم یه معلم کون عرشیا گذاشته…
کیرم توکوس وکونت جنده خانم
داستانه دیگه.خیلی هم خوب.حالشو ببر جونم.
آره جنده خانوم تو راست میگی جانی سینز بوده الکی خودشو عرشیا معرفی کرده
مزخرف
عالی بود
شوهرت دو دقیقه ای میاد ولی بچه راهنمایی اندازه جانی سینز تلمبه زد؟معلمی برا مایحتاج کلاس خصوصی میذاری تو بکن تو هم فعالی؟تخیلات خوبی بود عرشیا
کاش خانم معلم شوهر نداشتی،منم با هات حال میکردم
محسن ۳۸ ساله ماسور روانشناسقد۱۹۰ وزن۹۰ اندازه۲۰ سانت انجام ماساژ در منزل برای زوجین@Tehrantehran1401
اگه خواستی با زوج رابطه داشته باشی پیام بده
یکی به من بگه “ پسر خوشگل خونگی “ یعنی چی؟؟ مگه عرشیا گربه است که خونگی شده؟ از همکار معلم فارسی ات یک کم فارسی نوشتن رو یاد بگیر بعد داستان بنویس جنده خانم!
ای سگ تو روح ط مثل تو پیدا میشود که نون ما آجر میشودالان دیگه گیر دادی به بیبی فیس با چند سال دیگه میشودشریش پشم بیبی فیس قطع میشود جاش پشم میاد
از سبک نوشتارت معلوم عه همون عرشیا عه داستانی که یه دستش تو شورتش بوده یه دستش هم داشته کصشر تایپ میکرده ننویسید این کصشرارو
بیا منخودت و شوهرت رو باهم بکنم تورو جلوش بکنم که من کم کم بیست و پنج دقیقه تا یک ساعت میکنم تا بفهمه کردن یعنی چی تورو سالم بده جلو و عقب پاره تحویل بگیره
ماسورم تهران خواستی منم میتونم بادی ماساژت بدم
این متن بیشتر به مرد بود تا زن
عرشیا چند ساله بود ؟؟تو با کیر ۱۲ سانتی کص گشادتو ارضا کردی ؟این حرفها و رفتار مال پسر بچه نمیتونه باشهاگر جندگی دلت میخواد بچه و دوستان هستن کارتو راه بندازن
🫠🫠🫠
تخیلات یه پسر بچه و فانتزیاش
راست کردم برات
چه سردرد طولانیی داشتی و اینهمه کار کردی☹یه پسر ۱۲ ۱۳ ساله چقدر وارد بوده و چقدر توانایی داشته.کوه تجربه بوده شایدم پیر بوده خوب مونه😂چقدر تابلو بود نویسنده پسرههمش حس اینکه ارشیا خودش رو گذاشته جای خانوم معلم و تخیلاتشو نوشته حس میشد
از قم کسی بود خصوصی بدهدختر و پسر مفعول
عجیبه
معلمای زن ما همه سگ سیبیل سفیدش رو پیدا میکردم منم می کردم
خدا بده ازین استادا😂
خیلی سریع رفتی جلو و وارد سکس شدی میشد ی داستان ۲ قسمتی جذاب بشه ولی خوب بود دمت گرم👍🏻❤️
اگه واقعی باشه نوش جونت
منم ریاضیم ضعیفه
خیلی عالی بود من خودم رو جای عرشیا تصور میکردم
یه بارم که گفتیم داستان سکسی بخونیم این چرت و پرت از اب در اومد
ادامشو بنویس
کوس و شعر بودن داستان به کنار،من عاشق اونایی هستم که دارن به خانوم معلم خیالی داستان التماس می کنن که به اونام بده 😂😂😂
همونی ک احمد میگه
حسی که به عرشیا داری از بابت خیانت رو درک می کنم چون شوهرت از بابت سکس راضیت نمیکنه واین حس قابل احترامه
😁😁😁یه پسر بچه۱۲،۱۳ ساله یه کیر ۱۲ سانتی کلفت داره که کوس تو رو جوری میگاد که عمو جانی تو فیلماش کسی رو نکرده.کیر جد و آبادم تو قیافت بچه کونیِ توهمی
کدوم زنی میگه کوس؟
کیرمو راست کردی
از ریاضی بیا بیرون ، من میخوام بهم تجربی یاد بدی ، ممنون میشم بهم کمک کنی
چقد سریع 😅😅😅😅
Mobarake
😂 عرشیا وقتی جق میزنه :
کونتو معلم
خیلی هم کار خوبی کردی. شوهرت که نمیتونه. تو حقته عزیزم
قشنگ بود
عالی. هستی شیما جون
اون عرشیایی که تو رو گاییده دانشآموز راهنمایی نیست پورن استاره