با دوستم در خرابه

سلام
داشتم با دوستام قایم موشک بازی می کردم
وقتی دوستم چشم گذاشت رفتیم قایم بشیم
یک پسر بود اسمش یوسف بود منو برد داخل یک خرابه به من گفت یک بار می دی من همون جور گفتم بله گفت برگرد خم شو تا بر گشتم شلوارمو کشید پایین گفتم چیکار میکنی گفت گفت صبر کن بکنمت یکم تف زد بعد ک**** درآورد یواش یواش گذاشت لای پام گفت تف داری گفتم آره دستشو آورد جلو گفت تف کن تو دستم منم تف کردم بعد اونو برد مالید به ک*** بعد ک**** گذاشت در ک*** ما یه فشار داد رفت تو اینقدر درد کرد که کداشتم فرار می‌کردم که با دستش از گلو گرفت نذاشت فرار کنم شروع کرد به عقب جلو کردن گفت صبر کن الان دردش کم می‌شه شروع کرد به تند تند تلمبه زدن منم کم کم عادت کردم وایسادم تا کارشو انجام بده فقط تف می‌زد تا ک*** درد نکنه تا بتونه زیاد بکنه حدود ۱۰ دقیقه منو کرد بعد کشید بیرون من ک*** انگار بی‌حس شده بود یه هفته نتونستم راه برم بعد چند روز دیگه هم از مدرسه میومدم گفت یک ساعت میدم بهت اگه خوب ک بدی ساعتو میدم بهت منم گفتم باشه منو باز برد داخل اون خرابه شلوارشو کشید پایین شلوار منم از پام درآورد ک*** خط جلو تاکیر شاخ بشه یه فرصت به ک*** و گذاشت در ک*** این بار دیگه داشت سریع‌تر از قبل تلمبه میزد ن داشتم از ک*** می‌مردم بعد که یه ۲۰ دقیقه ک**** جر داد کشید بیرون آبشو ریخت تو ک*** گفتم ساعتو بده گفت نمیدم فرار کرد. نم ا***** درد داشتم می‌مردم از آنجا اومدم خونه
یه روز بعدداشتم مدرسه می‌رفتم صبح زود باز اون پسره پیدا شده گفت اگه ک** ندی به بابات میگم گفتم باشه بیا بکن تا گرم میشه منو می‌کنی منو سرپایی شلوارمو کشید پایین سرپایی گذاشت در ک*** همین جور ببینه ما را اینجوری چی میگه یکم فکر کرد گفت بیا بریم داخل اون خرابه بازم گذاشت در ک*** انقدر منو اما یه حس خوبی داشت دیگه عادت کرده بودم صبح روز روز بعد رفتم جلوی در مدرسه باز اون پسره پیدا شد مدرسه تعطیل بود پسر گفت برف زیاد باریده بیا بریم داخل مدرسه همینجوری که داخل مدرسه رفتیم می‌تونی بری داخل مدرسه من گفتم آره از داخل پنجره رفتم داخل مدرسه کلید در مدرسه دادم بهش اونم اومد داخل مدرسه بعد گفت اینجا خوب اینجا خوبه برای ک** دادن شلوارتو بکش بخواب رو شکم منم خوابیدم رو شکم شروع کرد به ک**** آب دهن زدم گذاشت در ک*** با یه فشار رفت توش گفتم یواش گفت یواش می‌کنم دیگه صبر کن درآورد یکم آب دهنشو زد باز گذاشت در ک*** شروع کرد به تلمبه زدن جون جون گفتن بوس کردن لب گرفتن و کمرم داشت عقب ک*** عقب جلو می‌کرد منم داشتم اولا حال می‌کردم همین جا که ک**** تا ته کرد تو خونم از درد مردم ریه‌ام گرفت گفتم بسه دیگه خسته شدم از اون روز به بعد دیگه به اون پسره ندادم خیلی منو کرده بود نمی‌تونستم اصلاً راه برم

نوشته: مهدی

بازدید 5,055

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “با دوستم در خرابه”

  1. گوگل برات نوشته اینقدر سانسور کردی. برو تنظیمات بزن که سکسی ها رو سانسور نکنه و درست بنویسه. ولی در کل چرت بود

  2. کون خرس اینقد پشم نداره ، ادم حالش بهم میخوره از تین پشمای کثیف .حداقل کونتو تمیز میکردی بعد خودتو نمایش میدادی

  3. داستان خوب و حقیقی بود از عکس ک***پیداستواقعا چه خوش گفت شاعر عزیز و گمنام ایرانی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید