دستم هنوز بین پاهای رز بود و قطره های ابش داشت رو پوست دستم سر میخورد. رز حدود ۳۰ ثانیه چشم هاش را بسته بود و محکم پاهاش را به هم فشار میداد و جالب اینکه همزمان پام که هنوز تو دستش بود را داشت فشار میداد. از ارضا شدن رز خیلی هیجان زده شده بودم و از طرفی هم خیلی خودم حشری بودم ولی نگاهم که به ساعت افتاد یه وااای کشیدم که رز هم از حسش پرید بیرون و گفت
ر.چی شد عشقم.
س. وای خیلی دیرم شد باید برم خونه
ر. مگه کی باید خونه باشی
س. باید قبل ۷ خونه باشم فقط الان ده دقیقه به هفت
ر. یعنی یه ربع دیر بری خیلی بد میشه
س. اره . مامانم خیلی رو رفت و امدم کنترل داره
ر. یعنی تاحالا دروغ نبافتی برا مامانت
س. چرا شده ولی خب میترسم
ر. تو نمیخوای ارضا بشی نفسم
س. باور کن کصم اتیشه ولی …
ر. ولی نداره که یه نگاه به خودت و من بنداز. دستت هنوز تو شرت منه و پاهات هم تو دستای منه
س. نه بزاریم برا دفعه بعد الان استرس گرفتم و نمیتونم ارضا بشم. اگه میشه من برم
و دستم را از تو شرتش در اوردم
ر. کجا بری ، خودم جیم فنگ میرسونمت عزیزم
س. نه اصلا خودم اسنپ میگیرم و میرم
ر. وقتی میگم میرسونمت یعنی میرسونمت، یه نگاه به سنمون بکن و حرف بزرگترت را گوش کن، نترس خونتون را نمیخوام یاد بگیرم سر کوچه پیاده ات میکنم
از جذبه حرف زدنش هم یکم ترسیدم و هم خوشم اومد و از اینکه ذهن من را میخوند خیلی بیشتر حال میکردم و سریع گفتم چشم بانو چرا اینقدر خشونت و باهم خندیدیم.
گفت افرین دختر خوب و سرش را اورد پایین و یه بوس طولانی از کف پام کرد و بعد خودمون را جمع و جور کردیم و منم تو راه ارایشم را درست کردم ساعت هفت و ده دقیقه من را رسوند سر کوچمون و با یه بوس طولانی از هم خداحافظی کردیم و خدا را شکر مامانم اونروز رو مود خوبش بود و بهم گیر نداد.
به محض اینکه رفتم تو اتاقم دیدم پیام داده عشقم دیر که نرسیدی و منم ازش تشکر کردم و توضیح دادم که اوضاع خوبه.
از مرام و معرفتش و مهربونیش خیلی خوشم اومده بود و یه حس خواهرانه بهش پیدا کرده بودم. اخه من خواهر ندارم و فقط یه داداش ۹ ساله دارم که خیلی دوسش دارم.
وقتی لباسام را میخواستم عوض کنم متوجه شدم شلوارم هم خیس شده و شانس اورده بودم که شلوارم مشکی بود وگرنه تابلو میشد. دستم را هنوز نشسته بودم و اب کص رز تو دستام خشک شده بود که به محض اینکه یاد این موضوع افتادم داغ شدم و یه فکرهای شهوتی اومدم تو سرم ولی عقلم میگفت نه کثیفه. ولی به خودم اومدم دیدم رو تختم لخت خوابیدم و دارم اب کص رز را با تموم وجود از رو دستم و انگشتام لیس میزنم و از عطر و طعمش لذت میبرم و با دست دیگه دارم خود ارضایی میکنم. نمیدونم چقدر طول کشید ولی چنان ارضایی شدم که ناگهان یه جیغ کوچکی زدم که مامانم از تو اشپزخونه شنید و گفت چی شدی سارینا و من گفتم هیچی سوسک بود کشتمش.
تا شب با خانواده بودم ولی همش فکرم پیش رز بود که من را طلسم خودش کرده بود. منی که حتی از لیوان مامانم اب نمیخورم امروز داشتم اب کص رز را با ولع لیس میزدم و کیف میکردم و دلم میخواست این اب را از روی خود کصش میتونستم مزه کنم و مدام چشمم به صفحه گوشی بود که ببینم رز کی بهم پیام میده و منتظر بودم باهاش حرف بزنم.
بعد از خوردن میوه رفتم مسواکم را زدم و شب بخیر گفتم و رفتم تو اتاقم و دپرس بودم از اینکه رز بهم پیام نمیده از طرفی هم نمیخواستم من پهش پیام بدم و خودم را خیلی هول جلوه بدم.
رو تختم ولو شدم و رفتم تو گوشیم به اینستا گردی . یه ده دقیقه ای داشتم گشت میزدم که پیام از رز برام اومد و نوشته بود عروسک من بیداره؟
سریع و بدون معطلی براش نوشتم
س. سلام بله بانو
ر. سلام عزیزم. خوبی عشقم
س. مرسی. مگه میشه با تو چت کنم و بد باشم
ر. ای جان پس جاده مون خدا را شکر دوطرفه است
س. دوطرفه اونم از نوع اتوبان چهار بانده
ر. عشق منی. راستی امروز خیلی عذاب وجدان گرفتم بعد که رفتی
س. چرا عزیزم
ر. اخه من نتونستم تو را ارضا کنم. حس میکنم ازت سو استفاده کردمِ
س. واااای نگوووو. من امروز خیلی بهم خوش گذشت. من امروز یه حس هایی را تجربه کردم همش اولین بارم بود. من از اینکه تونستم با دستام کسی را که دوسش دارم را ارضا کنم خیلی حس خوبی دارم
ر. جان من راست میگی سارینا
س. به جان مادرم راست میگم و خیلی دوست دارم این حسم به تو پایدار باشه
ر. منم عاشقت شدم سارینا. راستش با اینکه تاحالا با دخترهای زیادی بودم ولی حسی که به تو دارم یه حس خاص و جدیده برام
تقریبا یک ربعی فقط داشتیم حرف عاشقانه بهم میزدیم و من داشتم کمکم داغ میشدم که ترجیح دادم بحث را عوض کنم
س. رز یه چیزی بگم
ر. زودی بگو عشقم
س. تو امروز من را ارضا جنسی هم کردی
ر. واقعااااا. چطوری
س. روم نمیشه بگم
ر. دوباره رفتی تو فاز خجالتی
س. اخه فکر میکنم کارم یکم غیر عادی بوده ولی به تنها کسی میتونم بگم تویی
ر. خب بگو بابا کشتیمون
س. من امروز که اومدم خونه با اب کصت که رو دستم خشک شده بود ارضا شدم
ر. یعنی چطوری چرا قشنگ حرف نمیزنی
س. وقتی فهمیدم ابت رو دستم خشک شده داغ شدم و بعد شروع کردم به لیسیدن ابت از روی دستام و همزمان خودم را ارضا کردم
۳۰ ثانیه هیچی تایپ نکرد و از اینکه اینا گفتم پشیمون شدم و سریع دوباره تایپ کردم
س. دیدی گفتم بهتره نگم
ر. نه عشقم. از شدت ذوق شوکه شدم و نمیدونستم چی جوابت را بدم. چون واقعا با سن کمت و اینکه دفعه اولت بود اصلا انتظار همچین حرکتی را ازت نداشتم. خیلی سوپرایز شدم
س. چیه این کار برات جذاب بود که سوپرایز شدی
ر. خب یه نفر باید خیلی حشری و عاشق لز و پارترنش باشه که همچین کاری را بکنه و من از این بابت خیلی خوشحالم
س. مرسی که بهم انرژی مثبت میدی. دوست دارم
ر. منم دوست دارم نفسم. دفعه بعد میخوام اب تازه از سرچشمه بهت بدمااااا
س. یعنی میشه من و تو لخت تو بغل هم باشیم
ر. چرا که نه حتما خیلی زود من شرایطش را مهیا میکنم
س. من به تو مطمئنم
ر. حالا من یه چیز بگم
س. شما سه تا بگو بانو
ر. منم میخوام مثل تو ناز کنم و نگم
س. دیوونه. سریع بگو
ر. امروز از اینکه من بهت گفتم پاهات را از تو کفش در بیار و گرفتم تو دستم تعجب نکردی
س. راستش انجامش از سمت تو برام جالب بود. چون یه چیزهایی از فوت فتیش و اینا خونده بودم و گیف هاش را دیده بودم ولی فکر نمیکردم همچین حسی داشته باشی
ر. راستش من فوت فتیش نیستم که فکر کنی گرایشم فقط به پا باشه ولی در مورد پاهای تو میتونم بگم که هوش از سرم برد از بس خوش فرم و خوش رنگ بود.
س. تو لطف داری عشقم. راستش یه چندتا دیگه از دوستا و اطرافیانم هم بهم گفتند که خوش به حالت چه پاهای خوش فرمی داری
ر. اره قدرش را خیلی بدون و مواظبشون باش
س. ولی فکر نمیکردم یه روز پاهام بشه ابزار خوشحال کردن کسی که دوسش دارم
ر. تو با این موضوع مشکل نداری که من کنار همه روابطی که داریم بتونم پاهات لمس کنم یا ببوسم
س. نه چه اشکالی داره اتفاقا خودم هم دوست داشتم که امروز نوازشش میدادی.
ر. میتونی یه چندتا عکس از جهات مختلف از پاهات برام بگیری و بفرستی؟
س. چراغ ها را خاموش کردم ولی باشه با فلش برات میگیرم
سریع از زیر پتو اومدم بیرون و شروع کردم به عکس گرفتن از کف و رو و انگشتای پاهام . یه فیلم ۲۰ ثانیه ای هم گرفتم و شروع کردم مالیدن پاهام و همه را براش ارسال کردم و یه حس عجیبی داشتم که دارم برا رز از پاهام عکس میفرستم. حدود دو سه دقیقه ای جوابم را نداد و من هم صبر کردم که خوب لذتش را ببره که دیدم یه عکس از کصش و دستاش که پر اب هست برام فرستاد و زیرش نوشت
ر. ارضام کردی
س. واقعا به این زودی؟
ر. فیلمی که گرفتی دیوونم کرد. امیدارم متوجه حسم به خودت و پاهات شده باشی
س. خوشحالم که تونستم ارضات کنم
ر. میشه یه خواهش دیگه ازت بکنم
س. تو جون بخواه
ر. فردا بعد مدرسه میشه بیام دنبالت و خودم برسونمت خونه؟
س. باشه طوری نیست
ر. کی و کجا بیام؟
س. ۱۲.۴۵ برات لوک میفرستم
ر. فردا خودت و پاهات را میبینم. شبت بخیر جوجوی من
س. شب تو هم بخیر عشقم خوب بخوابی
تو فکر فرو رفتم که یعنی فردا رز دوباره میخواد بیاد پاهای من را بماله. هم خوشحال بودم که میخوام ببینمش هم استرس داشتم که قراره بیاد دم مدرسه دنبالم…
فردا صبح زودتر پاشدم و ناخوداگاه به فکرم رسید به انگشت پاهام لاک بزنم تا بیشتر از رز دلبری کنم. چون من اجازه لاک زدن به جز مهمونی های زنونه و عروسی ها را نداشتم.
سریع یه لاک قرمز برداشتم زدم به انگشتام و بعد تند تند فوت کردم تا خشک بشه و یه جوراب مچی اسپورت مشکی هم پوشیدم تا پیدا نباشه و یه پد پاک کننده لاک هم گزاشتم تو کیفم که قبل از اومدن به خونه پاکشون کنم و راهی مدرسه شدم. زنگ اخر لوکیشن چهاراه پایین تر از مدرسه مون را براش فرستادم و چون زنگ پرورشی داشتیم معلممون گفت امروز کار داره و نیم ساعت زودتر میریم خونه. منم سریع به رز پیام دادم که ۱۲ و ربع بیا اینجا.
رسیدم سر قرار و دیدم زودتر از من اونجا رسیده و سوار شدم و سریع رفتم تو بغلش و حسابی هم دیگه را فشار دادیم بعدش سلام و احوال پرسی و قربون صدقه.
اول از همه از رو داشبورد ماشین یه باکس کوچک بهم داد و گفت تقدیم به عشقم. از شدت شوق سریع از دستش گرفتم و بازش کردم و دیدم یه انگشتر اسپورت نقره برام خریده. از خوشحالی اشکم سرازیر شد و زبونم بند اومده بود. رز اشکم را با پشت دستش پاک کرد و گفت چرا اینجوری میکنی و من هیچی نمیگفتم. بعد جعبه را دادم بهش و گفتم دوست دارم خودت دستم کنی و رز هم جعبه را از دستم گرفت و انگشتر را کرد تو انگشتم بعد دستم را گرفت و بوسه بارونش کرد…
ماشین را روشن کرد شروع کرد به حرکت و ده دقیقه ای از هر دری باهم صحبت کردیم که پیچید تو پارکینگ یک پارک خلوت و جلو یک شمشاد بزرگ ماشین را خاموش کرد. دستم را گرفت و بدون معطلی صورتش را اورد جلو و شروع کردیم به لب گرفتم. دیگه با تجربه شده بودم و بیشتر از لب و زبونش چشیدم و لذت میبردم. زبونش را مک میزدم لبش را گاز گرفتم دور لبهاش را لیس میزدم و نهایت استفاده را از لبهای همدیگه بردیم. چندتا بوس به گونه ها کرد و رفت عقب ولی هنوز دستامون تو دست هم بود.
ر. یه چیز بگم ساری جونم
س. حتما عشقم
ر. من میخوام یکی از سنسورهای جنسی بدنت را تست کنم و ببینم ایا از تو فعاله یا نه
س. کجااااام
ر. خودت چی فکر میکنی
س. سنسور دنده عقبم ( زدیم زیر خنده)
ر. یه سری کف پاهاشون سنسورهای جنسی فعالی دارند و خیلی رو تحریکشون اثر داره. تاحالا تست نکردی
س. چرا دیروز یکی تو همین ماشین تستشون کرد
ر. یعنی از تماس دستم با پاهات بیشتر تحریک شدی
س. اونموقع که تو اوج تحریک بودم ولی یکم مور مورم شد
ر. حالا اجازه میده یه تست نمونه ای ازت بگیرم خوشگلم
س. شما صاحب اختیارید هر جا منا خواستی تست کنی
یه نگاهی به پای راستم انداخت و با چشماش بهم فهموند که بیارمش بالا . منم اومدم کفشم را در بیارم و پام را بزارم روی پای چپم که گفت نه خودم برات در میارم.
پام را که اوردم بالا با یه حس عجیبی دست به کفش و مچ پاهام میزد و نوازششون میکرد. خیلی اروم با احتیاط انگار داره بمب خنثی میکنه بند کتونی سفیدم را باز کرد و کفشم را در اورد دوباره شروع کرد به مالیدن با جوراب. اومد صورتش را نزدیک پام کنه که مانعش شدم و گفتم عزیزم پاهام صبح تاحالا تو کفش بوده و تمیز نیست. بدون هیچ حرفی دستم را پس زد و با دندونش جورابم را در اورد و صورتش را چسبوند به کف پاهام. مثل اینکه رز راست میگفت و منم سنسورهای کف پام فعال بودن چون به محض برخورد صورتش به پوست پام زیر دلم مور مور شد.
پشت سر هم قروبون صدقه پاهام میرفت و تمام پام را بوس میکرد. یهو چشمام به انگشتام و خورد دید که لاک زدم.
ر. ای جان چه لاک خوشگلی زده عشقم
س. بعله مخصوص بانو رز زدم
ر. واقعا راست میگی
س. بخدا. اخه من مامانم اجازه نمیده لاک بزنم
ر. حالا دعوات نکنه
س. نترس پد اوردم که بعد خودت برام پاکشون کنی
ر. ای جاااان
شروع کرد به بوس کردن انگشتام ولی زیاد حس خاصی برا من نداشت فقط نگاش میکرد. بعد زبونش را در اورد یه لیس ابدار به کل کف پام کشید که انگار فندک تو کصم بزنم ناگهان گر کشید و خودم را جمع کرد و رز اون چیزی که باید میفهمید را فهمید. پس حریص تر شد شروع کرد به خوردن و لیسیدن نقاط مختلف پام و من بیشتر و بیشتر داغ میشدم و خیس میکردم. ده دقیقه ای با پاهام عشق بازی کرد و اومد بالا و گفت
ر. اتشفشان فعال شد
س. خدا لعنتت کنه رز که بلدی چکار کنی. تو این چیز ها را از کجا بلدی
ر. اختیار دارید شما در مقابل یه خانم با تجربه هستید
حالا که فعال شده میخوام بدهکاریم را باهات تسویه کنم.
اصلا مهلت نداد من حرفی بزنم و سریع دکمه شلوارم را باز کرد و دستش را کرد تو شرتم و بهم گفت صندلیت را بده عقب و چشمات را ببند. شروع کرد به مالیدن کصم و انگشتش را از پایین کصم میکشید تا بالا و یکم رو چوچولوم چرخش میداد دوباره میرفت پایین. من چشمام را بسته بودم و تو اوج بودم. همینطور که کصم را میمالید فهمیدم
یه چیز داغ خورد کف پام و فهمیدن دوباره شروع کرده به لیسیدن کف پاهام و دقیقا میدونست کجا را باید تحریک کنه و بعد از ۳۰ ثانیه لیسیدن من ارضا شدم و شروع کردم به لرزیدن خفیف که تاحالا اینطوری بعد ارضا نلرزیده بودم و یه حس سبکی بهم دست داد و اونچیزی که مدت ها میخواستم را بهش رسیدم.
دستم را گزاشتم رو دستش و فشار دادم و گفتم بزار دستات تا ابد اینجا بمونه عشقم…
نوشته: نور تاریک
11 پاسخ به “بانو رز (۲)”
نمیدونم چرا باید انقدر لز دوتا خانوم برای من لذت بخش باشهعالی بودخصوصا تفاوت سنیه
اولین باریه دوبار یه داستان خوندمدمت گرمعالیلذتبخش
دمت گرم قشنگ بود
نمیدونم این قسمت افت داشتی یا بخاطر قسمت قبلی من پر توقع شدم ولی عالی بودقسمت بعدی آپلود شد لطفا لایک کن بیام بخونمتشکر 🙏😘
نگارش عالی
بسیار عالی و پر از حس👌
عالیه 👌👌👌👍 کاش بری خونه ش ❤️
از اول تا پایانش کیرم راست بود خداییش کیف کردم ادامه بده لطفا
عالی بود و محشر
دمت گرم
من این سبک رو دوست نداشتم و نخوندماما از نظرات دوستان فهمیدم باید لایک رو بهت بدم