بعداز یه هفته اس بازی و حرف زدن گفت بیا به آدرس … از خوشحالی وصف ناپذیرم پرواز کردم به آرزوهای از دست رفته ام. اون تو یه روستا زندگی میکرد اما بسیار مرفه بود و یه دختر سه ساله مثل پری دریایی داشت . کلی خاطره تعریف کردیم و افسوس خوردیم و افسوس… خلاصه قول داد بزودی تنها شد برم پیشش. یه ماه نگدشته بود که گفت شوهرش واسه کار رفته مهاباد و من تنهام زود بیا … . با پراید داغون شده ام رفتم روستاشون . شب بود و هوا بس ناجوانمردانه سرد .ماشین رو اول روستا پارک کردم و پیاده رسیدم دم خونشون دزدکی رفتم تو . زندگیش مجلل و مرفه و توپ بود اما خالی از محبت و عشق و شادی. برام میوه آورد و پذیرایی کرد. من سیب خوردم و اون هم موز خورد و بهم خندید که هل شدم. دخترش رو داده بود خونه خواهر شوهرش. لباساش محترمانه بود مثل همیشه واسه همین اصلا فکر سکسش رو تو خیالم نمیکردم تا اینکه لباس اولشو درآورد که یهو حشری شدم.واقعا من واسه سکس نرفته بودم اما … گفت چرا رنگت پرید که گفتم آخه تا حالا اینجوری … . دستشو گذاشت تو دستم و احساس کرد حشریم گفت بیا بریم اتاق خواب وقتی رفتم اونقد ادکلن داشت که درآمد چند ماه من میشد تخت خوابش مثل فیلمای بریتانیا و لوازمش مثل کاخ سفید . خلاصه من که واسه اولین بار در فکر سکش بودم باید احترامشو حفظ میکردم اما به یک زمینه بساط نیاز داشتم که گفتم نمیایی رو تخت که با سر اشاره کرد واسه تو حاظرم بیام رو آتش و اومد مستقیم در آغوش گرمش گرفتم و لبش رو گذاشت تو لبم که بخدا بخدا بخدا مست شدم اصلا اغراق نمیکنم . دستم رو واسه اولین بار زدم به سینه هاش و کمکم حشرش شد . با زبونم گردن درازشو لیس میزدم و آروم رفتم سراغ سینه هاش و یه ربع فقط سینه هاش رو مکیدم و خوردم . اونقد تنش گرم بود که نگو واییییییی. بعده این رفتم سراغ شورت شیک و نارنجیش که از نوک سینه هاش نارنجی تر بود . خودش شورتشو دراورد و شروع کردم به کس خوردن خیس خیس شده بود اصلا بوی بدی نداشت.یهو وارندازم کرد به زیر و سینه هامو خورد و رفت تو کیرم واسه خوردن به حالت69 کلی حال کردیم و گفت بزار تو کسم .باور نمیشد من اینکارو میکنم . دل رو زدم به دریا و گذاشتم در کسش واییییی گرم گرم و تنگ تنگ با اینکه یه بچه داش ولی مثه دختر ۱۴ ساله تنگ بود هی تندتند اااآخ خ خ میکرد و خسته شد گفت برای اولین بار توزندگیم بزن تو کونم که آک بنده .سر کیرم رو چرب کردم کمکم بردمش تو که صدای جیغش رفت عرش اسمون و وقتی تا تهشو زدم تو و بیرون آوردمش کیرم خونی شده بود با اینکه نارحت شدم اما غریزه ی بکن توم غالب بود و ترحمم مغلوب. خلاصه اون دوبار ارضا شد و نهایتا من با نعره آبمو ریختم رو سینه هاش و ارضا شدم.توزنگیم زیبا ترین خاطره شکل گرفت . بعدش خودمونو جمع کردیم و گفت احتمالا فریما . دخترش . برگرده واسه همین باید بری که فوری یه لب پایانی ازش گرفتم که دوباره مست بشم .جیبامو نگاه کرد دیدم که فقط یه خورده توشه به زور مثله همیشه ۵۰۰تومن داد بهم . منو بوسید و گفت هروقت تنها بشه بهم میگه برم و قسم خورد تو تنها عشقمی . دوست نداشم برم اما رفتم . ماشینمو روشن کردم سرد بود .تنم میلرزید و بوش باهام عجین شده بود.بخاری نداشت ماشینم فردای آن روز با پولش,بخاری رو درست کردم .
بعده اون موقع هر یکی دو هفته میرم پیشش. امیدوارم شما هم عشق از دست رفتتون رو دوباره پیدا کنید.
قربون همه دوستان عزیزم . بای .
نوشته: شوان
15 پاسخ به “بازیافتن عشقم در روستا”
سلام خدمت دوستان گل بکن تو،صرفاً قصد دارم قسمت هایی از داستان رو که نویسنده از قوه تخیل خودش نوشته و صنعت ادبی به کار برده بیارم که مطمئنم موجبات شادی شما عزیزان و فراهم می کنه!!:
شوان جان مغزت بدجور گوزیدهاچطور اول روناک بود بعد فرح شد.بعدش مگه نگفتی بچش 3سالشه بعد این بچه 3ساله سرشب کجا رفته بود که احتمال داشت برگرده؟give_roseمعلوم نیست مال کدوم گورستونی هستی و از چه نوع موادی استفاده میکنی
مار سیاهم تو کونت تا از چشمانت اشکشبنم بزن بیرونکس کش رفتی زن شوهر دار کردی کس شعر ادبی در میکنی از خودتببرمت زیر تخت کونت بذارمتا یاد موزایک های مستراح کاخ سفید بیفتینه دیگه کس میگی برا من؟برینم روت تا کل در امدتو بدی ادکلن بخری تمام ادکلنای اون جنده رم جمع کنی بوش نرهنه برینم الان روتچولمنگ جقنی…گو نخور صداشو برا من بالا نبرهdiablo
همچین نوشته لوازمش مثل کاخ سفید انگار تاپاله 8 سال رئیس جمهور امریکا بوده با تزئینات و دکوراسیون داخلی کاخ اشنایی کامل داره حالا خوبه داریم راجع به یک روستای مرزی حرف میزنیم نه اجودانیه تهران!! اخه داهاتی پشکلی تو رو قرچک راه نمیدن کاخ سفید!!! داشتی اینا رو تایپ میکردی سقف خونتون احیانا نیومد پایین؟؟؟ اتفاقی که واقعا افتاده این بوده همسایتون یک گوسفند داشته همیشه تو کفش بودی بعد از چند وقت یک روز که داشتی بیل میزدی یک گوسفند به همون رنگو در حال چریدن دیدی رفتی کونش گذاشتی بعد اومدی واسه ما قصه حسین کرد شبستری سر هم میکنی تورو به جون همون گوسفنده قسم دیگه ننویس
کیرم تو تخیالاتت با این داستانت
دمت گرمخیلی جالب و ادبی نوشته بودی
بعده این رفتم سراغ شورت شیک و نارنجیش که از نوک سینه هاش نارنجی تر بود !!!کـس ننت به میمنت دیوث جلقی . گردن درازش تو کون بابات .
کس کش تو باید پای گله باشی چیکارت به کاخ
کیرم تو مخ پریودت لبانش باریک مانند زندگیت؟؟؟ هردوتون و با کیرکلفتم جر بدم که کلا واژه باریک از ذهن تخماتیکت بیرون بره
اغ من هرچی بگم ازین داستان کم گفتم اخه مرتیکه ملجوق این چی بود نوشتی همون اولشو ک خوندم نظر اولمو دادم الان کامل خوندم دیگه کاملا باورم شد کسخلی پریود کونده ننویس ملجوق رفتی کس کردی اخرشم دختره جنده 500تمن گذاشته کف دستت؟! تو برو کون بده 1000تمن میزارن کف دستت خخخخخ
Leobash … مردم از خنده . یعنی نویسنده کسخل خواسته سبک رمان عشقی بنویسه ولی قول میدم چهارتا کتاب هم نخونده!!ROFL
من این متن بسیار ادبی رو مطالعه کردم با چن تن از بچه های بکن تو اجتماع کردیم که بهت یه جایزه کوس نوبل ادبی اختصاص بدیم و از نویسندگی بازنشستت کنیم کونده عن نشور این چیه نوشته ها ها ؟؟؟؟
کس و شر بود تخیلت قوی نیست
کسکشا چرا نمیزارین مردم حرف دلشونو بزنن مادرتونو گایدم
کاخ سفید؟؟؟پولدار؟؟؟روستا؟؟؟جوردرمیاد؟؟کووووونده