من وقتی خطبه عقد من و عشقم رو خوندند گفتم «بله» بعداً فیلم خوندن خطبه عقد و برا خانمم گذاشتم یه دل سیر خندیدیم و نه گفتم با اجازه بزرگترها و با اجازه پدر و مادرم فقط گفتم «بله» انقدر عجول بودم که خونه مادرش دست کردم تو سینش و سینه های عشقمو گرفتم دستم و هیچی نگفت فقط میگفت خانوادم نبینن.
از زمانی که رفتم خونه زنگ میزدم یا پیام میدادیم بهش میگفتم کی میای بغلم بخوابی و من همه جاتو لمس کنم که گفت هماهنگ میکنم و خبرت میکنم که با مدیرشون که تو محل کارش داشت بهم گفت بیا بریم سینما و منو از پهلوی پدر و مادرم کشوند و رفتم شهرشون و صبح بود که حرکت کردم تا رسیدیم رفتیم جای خالی و لختش کردم و سینه هاشو دست میزدم و نوکشونو میخوردم و ور میرفتیم به هم لب می دادیمو بوسه فرانسوی انجام میدادیم و با معشوقم ور میرفتم و با چوچولش بازی میکردم.
بهش گفتم از کس بهم بده و گفت فقط بزار دمش فرو نکن تو. یکم فشار دادم گفت عزیزم بزار بعد از عروسیمون که اون ماجرا خیلی شیرین تره و من عجول اونجا خیلی صبور شدم و به خودم گفتم باشه ولی بزار سکس کنم باهات میخوامت. گفت یکم از پشت بزن ولی صبر کن تا بهت بگم چیکار کنی صبر کن رفت لباس پوشید و رفت تو آشپزخونه شیشه روغن خوراکی برای سرخ کردن آورد و من باورم نمیشد میخواد بریزه رو کیر من و تا بکنم تو کونش.
اصلا تو این فکرا نبودم. اورد ریخت کف دستش و دور کیرم میمالید که گفتم میخوای چربش کنی تا راحت بره داخل کصت. گفت: «نه» نفهمید میخوام از کون بهت بدم گفت بهت گفتم از کون میخوام بهت بدم. میخوام ناراضی از اینجا نری. گفتم پس سینما بهونه بود. خندیدیم و گفتم تو عجول تر از من هستی، حالا میخوای سوپرایزم کنی ولی باشه من از خدام بود که از کون بهم بدی عشقم 💘
میخواستم بهت پیشنهاد بدم که خودت رفتی سر اصل مطلب.
گفت فقط کاری بکن که دردم نیاد و دردم نگیره گفتم به چشم عزیز دلم و تا الانم یکی از خطهاشو اسمشو ذخیره کردم عزیز دلم و یکی دیگرو ذخیره کردم عشقم و یهو اون موقع گفت من برم توالت که خودمو خالی کنم که منو راحت بکنی. رفت توی خلا. تو این افکار بودم که گفتم زنگ به گوشیش بزنم تا ببینم اون منو چی ذخیره کرده و وقتی گوشیش زنگ خورد دیدم نوشته «نفسم». خدایا شکرت که من به عشقم رسیدم و تو این افکار بودم و بعد از 7 سال زندگی مشترک که داریم و با مشکلاتی که داشتیم و پشت سر گذاشتیم و تا الان هم با هم راحتیم و هر موقع که میخوام سکس کنم و عکس بفرسته و یا کاری برام بکنه با مشورت من انجام میده.
ولی بعضی وقتها از کوره که در میریم جلو بچمون هم راحت انجام میدیم و اینو میخوام کنترل کنم.
در ادامه باهاتون زندگی دوست داشتنی که شروع کردیم تا الان رو بهتون میگم طی چند داستان که تمام شدنی هم نیست تا قلمم روان و خوب بشه.
وقتی برگشت از خلا بهش گفتم رفتی خلا راحت شدی. تا تونستی گوزیدی تا راحت بشیا. تو روحت😆 این گوزا چی بودن صداش تا چهار تا محله رفت خواهشا تو خونه خودمون اینجوری نگوز. عزیز دلم گفت اونجا میخوام راحت تر این کارو بکنم. 😝 گفتم : اگه اون موقع اینطوری گوزیدی من انقدر از کون میکنمت تا نتونی بگوزی و الانم که راحت از کون بهم میده بازم صدای گوزش تا خونه همسایه هم میره و …
بریم سر کون عشقم که دیر میشه عزیزم من باید برگردم فردا برم سر کارم سینما رو که پیچوندی و به خاطر این سولاخ منو حشری کردی درا کشید به بغل پای چپشو گرفت بالا و گفت بیا بکن تو کونم نفسم. گفتم تو گوشیتم همینو ذخیره کردی؟ گفت از کجا فهمیدی؟ گفتم الان زنگ به گوشیت زدم. گفت صدای گوشیم که زیاده چطوری نفهمیدم که گفتم صدای گوزت انقدر زیاد بود که صدا به صدا نرسید. 😆😆😆
حالا بیا تا از خنده گریم نگرفته بکنم این کونت و بریم شب خونه ما باشی و یه دل سیر بکنمت. گفت من زنگ بزنم به خانوادم گفتم بزار اول کونتو جر بدم بعد زنگ میزنی. حالا روغن سرخ کردنی رو ریخت رو کیرم و منم انگشتامو با روغن چرب کردم و یکی از انگشتامو کردم تو سوراخش گفت نفسم یواش درد داره. گفتم حالا کیر من تو سوراخش بره خیلی بیشتر درد میکشی. بهش گفتم روغن رو بده دور سوراخ کونش ریختم دور انگشتمو دور سوراخ کونش و هی میکردم تو در میاوردم تا سوراخش جا باز کرد و دو تا انگشتی رفتم تو کارش گفت نفسم راحت شدم بیا بکن تو کونم.
من کیر میخوام گفتم صبر کن تا باز کنم وگرنه درد خیلی میکشیا سوراخش با کیر من که سرش بره تو کونت خودتو خیلی عقب می کشیا. گفتم الان چی درد داری گفت چند تا انگشت کردی گفتم نفهمیدی 2 تا انگشتت میکنم. 5 تا 10 دقیقه بهش حال اساسی دادم و خیلی بهش حال دادم و الان آماده ای گفت بکن نفسم. من منتظرم تا ببینم چی میشه. داگی شد و سوراخ کونشو داد بالا رفتم پشتش و سر کیرمو گذاشتم دم سوراخش و فشار دادم سر کیرم رفت تو و میدونستم دراز میکشه که دردش کم بشه باهاش همراه شدم و گرفتمش تو بغلم و دستمو رسوندم به ممه هاش و گرفتم و یواش یواش باهاش همراه شدم و هم کیرمو با یکم یواش یواش کردم تو کونش و با هم دراز کشیدیم و خودش داشت لذت میبرد. گفت کردی تو کونم.
گفتم کیرم الان تا ته تو سوراخش هست. گفت ایولا من اولش دردم گرفت ولی الان دوست داری جر بدی سوراخ کونمو جر بده. من یواش یواش عقب و جلو کردم دیدم داره سوراخ کونش هنوز به کیرم فشار میاره گفتم عزیز دلم خودتو شل بگیر و راحت باش 2 دقیقه فکر کنم طول کشید نفهمیدیم و نمیتونستم گذر زمان رو درک کنم چون تو اوج لذت با عشقم بودم .
کونش اروم کیرمو ول کرده بود و حالا وقتش بود که تلمبه هامو بزنم و وقتی عقب ، جلو کردم گفت تند تند نکن تا من هم لذت ببرم و دستتو بکن تو سوراخ کسم و راحت انگشتم کن نفسم. گفتم باشه. چرخوندمش به پهلو و یکی از دستامو بردم سمت ممه هاش و یکی دیگه از دستمو بردم دقیقا رو سوراخ کسش و یکم فشار میدادم تو و در میاوردم.
حالا من اولین سکس با عزیز دلمو شروع کردم چه کیفی میداد و عشقم میگفت درد دارم عزیزم زودتر آبتو بیار دلم درد میکنه. گفتم سوراخش چی؟ گفت نه دلم درد میکنه و زود بکن و درش بیار ولی یواش. خندم گرفت گفتم زیرم خوابیدی و الان هم زود بکنم یا یواش 😆. گفت نفسم شوخی کردم یکم بخندیم تند تند بکن تا آبت بیاد درد ندارم . بکن و من برای اولین کون کردنم لذت میبردم.
انقدر انگشتش کردم و ممه هاشو مالیدم و کیرمو تو کونش کردم تا راحت شد و ارضاش کردم. آبم نیومد چون من لذت بردم و شوکه شده بودم. از صبح که از شهر خودمون ساعت 10 حرکت کرده بودم و ناهارم تو محل کارش خوردیم و تا ساعت 6 به اینطور تمام شد. من گفتم برم خونه. گفت زنگ بزن به همکارت و بگو من نمیتونم بیام. زنگ زدم و گفت بیا کار زیاد داریم. من بهش گفتم تو زنگ بزن به مامان و بگو من عشقم اومده دنبالم تا بریم خونشون. فاصله ما همدیگه 3 ساعت راه هست. ما حرکت کردیم و رسیدیم و هیچ تاکسی نبود که به خونمون برسیم. رفتیم تو رستوران و نشستیم و به بابام زنگ زدم گفتم بیا دنبالمون تا بریم خونه. اونم راه افتاد تا بیاد دنبالمون.
گفت چرا بهم نگفتی که رفتی تا بهت ماشین رو بدم. به بابام گفت یهو تصمیم گرفتم و رفتم زنگ زد گفت عشقم کجایی گفتم اومدم پشت در خونتون با هم بریم بیرون خرید جشن عقد رو بکنیم. ما یه پراید داشتیم و اومد دنبالمون. من از کون کرده بودمش و میخواستم تا آبم بیاد و تو این افکار بودم که چطوری بکنمش تا آبم بیاد و گفت عزیزم شام رو رستوران آماده کردند برو بگیر. جاتون خالی چلو خورشت سبزی خوردیمو و زنگ زدم بابام نزدیک بود و سوار ماشین شدیم و من تا نشستم گفتم خستم. خوابم برد تا رسیدیم خونه. یک ساعت تو راه بودیم.
وارد آپارتمانمون شدیم و بابام گفت برید شام بخورید گفتیم شام خوردیم. رفتیم رستوران خورشت سبزی خوردیم جاتون خالی. گفت ما هم خورشت سبزی داریم با همدیگه خندمون گرفت. خیلی از زندگیم راضی بودم، هستم و خواهم بود چون عشقمو دارم و عزیز دلمو دارم. تشک رو پهن کردم و من عشقم تو اتاق خواب خودم. در رو بستیم و من وازلین از تو میز آرایش برداشتم و بردم تا راحت تر بکنم تو کون عشقم.
دراز کشیدیم و پتو رو زدم کنار و لخت شدیم و گفت مثل اون موقع دوباره بکن کیرتو تو کونم و یکی از دستاتو ممه هامو بگیر و با اون یکی دستت کسمو بمالون.
سر کیرمو وازلین زدم و سوراخ کونشو به پهلو خوابیده بود میمالیدم و سر کیرمو کردم تو این دفعه خیلی راحت رفت تو. گفت نفسم کردی تو کونم. گفتم نمیفهمی تو کونت هست. گفت گوز تو کونم گیر کرده تند تند بکن تا صداش نپیچیده.😆 گفتم خدایا چیکار میکنی تو حال میکنی و منو میخندونی و من آبم نمیاد. دیگه از پهلو به شکم خوابوندمش و روش دراز کشیدم تند تند کیرمو تو سوراخ کونش عقب جلو میکردم و چنان لذتی میبردم که گفتم داره میاد. گفت بریز تو کونم نفسم. انقدر تند تند کردم و یهو خالی شدم و …
ادامه دارد
از زمانی که رفتم خونه زنگ میزدم یا پیام میدادیم بهش میگفتم کی میای بغلم بخوابی و من همه جاتو لمس کنم که گفت هماهنگ میکنم و خبرت میکنم که با مدیرشون که تو محل کارش داشت بهم گفت بیا بریم سینما و منو از پهلوی پدر و مادرم کشوند و رفتم شهرشون و صبح بود که حرکت کردم تا رسیدیم رفتیم جای خالی و لختش کردم و سینه هاشو دست میزدم و نوکشونو میخوردم و ور میرفتیم به هم لب می دادیمو بوسه فرانسوی انجام میدادیم و با معشوقم ور میرفتم و با چوچولش بازی میکردم.
بهش گفتم از کس بهم بده و گفت فقط بزار دمش فرو نکن تو. یکم فشار دادم گفت عزیزم بزار بعد از عروسیمون که اون ماجرا خیلی شیرین تره و من عجول اونجا خیلی صبور شدم و به خودم گفتم باشه ولی بزار سکس کنم باهات میخوامت. گفت یکم از پشت بزن ولی صبر کن تا بهت بگم چیکار کنی صبر کن رفت لباس پوشید و رفت تو آشپزخونه شیشه روغن خوراکی برای سرخ کردن آورد و من باورم نمیشد میخواد بریزه رو کیر من و تا بکنم تو کونش.
اصلا تو این فکرا نبودم. اورد ریخت کف دستش و دور کیرم میمالید که گفتم میخوای چربش کنی تا راحت بره داخل کصت. گفت: «نه» نفهمید میخوام از کون بهت بدم گفت بهت گفتم از کون میخوام بهت بدم. میخوام ناراضی از اینجا نری. گفتم پس سینما بهونه بود. خندیدیم و گفتم تو عجول تر از من هستی، حالا میخوای سوپرایزم کنی ولی باشه من از خدام بود که از کون بهم بدی عشقم 💘
میخواستم بهت پیشنهاد بدم که خودت رفتی سر اصل مطلب.
گفت فقط کاری بکن که دردم نیاد و دردم نگیره گفتم به چشم عزیز دلم و تا الانم یکی از خطهاشو اسمشو ذخیره کردم عزیز دلم و یکی دیگرو ذخیره کردم عشقم و یهو اون موقع گفت من برم توالت که خودمو خالی کنم که منو راحت بکنی. رفت توی خلا. تو این افکار بودم که گفتم زنگ به گوشیش بزنم تا ببینم اون منو چی ذخیره کرده و وقتی گوشیش زنگ خورد دیدم نوشته «نفسم». خدایا شکرت که من به عشقم رسیدم و تو این افکار بودم و بعد از 7 سال زندگی مشترک که داریم و با مشکلاتی که داشتیم و پشت سر گذاشتیم و تا الان هم با هم راحتیم و هر موقع که میخوام سکس کنم و عکس بفرسته و یا کاری برام بکنه با مشورت من انجام میده.
ولی بعضی وقتها از کوره که در میریم جلو بچمون هم راحت انجام میدیم و اینو میخوام کنترل کنم.
در ادامه باهاتون زندگی دوست داشتنی که شروع کردیم تا الان رو بهتون میگم طی چند داستان که تمام شدنی هم نیست تا قلمم روان و خوب بشه.
وقتی برگشت از خلا بهش گفتم رفتی خلا راحت شدی. تا تونستی گوزیدی تا راحت بشیا. تو روحت😆 این گوزا چی بودن صداش تا چهار تا محله رفت خواهشا تو خونه خودمون اینجوری نگوز. عزیز دلم گفت اونجا میخوام راحت تر این کارو بکنم. 😝 گفتم : اگه اون موقع اینطوری گوزیدی من انقدر از کون میکنمت تا نتونی بگوزی و الانم که راحت از کون بهم میده بازم صدای گوزش تا خونه همسایه هم میره و …
بریم سر کون عشقم که دیر میشه عزیزم من باید برگردم فردا برم سر کارم سینما رو که پیچوندی و به خاطر این سولاخ منو حشری کردی درا کشید به بغل پای چپشو گرفت بالا و گفت بیا بکن تو کونم نفسم. گفتم تو گوشیتم همینو ذخیره کردی؟ گفت از کجا فهمیدی؟ گفتم الان زنگ به گوشیت زدم. گفت صدای گوشیم که زیاده چطوری نفهمیدم که گفتم صدای گوزت انقدر زیاد بود که صدا به صدا نرسید. 😆😆😆
حالا بیا تا از خنده گریم نگرفته بکنم این کونت و بریم شب خونه ما باشی و یه دل سیر بکنمت. گفت من زنگ بزنم به خانوادم گفتم بزار اول کونتو جر بدم بعد زنگ میزنی. حالا روغن سرخ کردنی رو ریخت رو کیرم و منم انگشتامو با روغن چرب کردم و یکی از انگشتامو کردم تو سوراخش گفت نفسم یواش درد داره. گفتم حالا کیر من تو سوراخش بره خیلی بیشتر درد میکشی. بهش گفتم روغن رو بده دور سوراخ کونش ریختم دور انگشتمو دور سوراخ کونش و هی میکردم تو در میاوردم تا سوراخش جا باز کرد و دو تا انگشتی رفتم تو کارش گفت نفسم راحت شدم بیا بکن تو کونم.
من کیر میخوام گفتم صبر کن تا باز کنم وگرنه درد خیلی میکشیا سوراخش با کیر من که سرش بره تو کونت خودتو خیلی عقب می کشیا. گفتم الان چی درد داری گفت چند تا انگشت کردی گفتم نفهمیدی 2 تا انگشتت میکنم. 5 تا 10 دقیقه بهش حال اساسی دادم و خیلی بهش حال دادم و الان آماده ای گفت بکن نفسم. من منتظرم تا ببینم چی میشه. داگی شد و سوراخ کونشو داد بالا رفتم پشتش و سر کیرمو گذاشتم دم سوراخش و فشار دادم سر کیرم رفت تو و میدونستم دراز میکشه که دردش کم بشه باهاش همراه شدم و گرفتمش تو بغلم و دستمو رسوندم به ممه هاش و گرفتم و یواش یواش باهاش همراه شدم و هم کیرمو با یکم یواش یواش کردم تو کونش و با هم دراز کشیدیم و خودش داشت لذت میبرد. گفت کردی تو کونم.
گفتم کیرم الان تا ته تو سوراخش هست. گفت ایولا من اولش دردم گرفت ولی الان دوست داری جر بدی سوراخ کونمو جر بده. من یواش یواش عقب و جلو کردم دیدم داره سوراخ کونش هنوز به کیرم فشار میاره گفتم عزیز دلم خودتو شل بگیر و راحت باش 2 دقیقه فکر کنم طول کشید نفهمیدیم و نمیتونستم گذر زمان رو درک کنم چون تو اوج لذت با عشقم بودم .
کونش اروم کیرمو ول کرده بود و حالا وقتش بود که تلمبه هامو بزنم و وقتی عقب ، جلو کردم گفت تند تند نکن تا من هم لذت ببرم و دستتو بکن تو سوراخ کسم و راحت انگشتم کن نفسم. گفتم باشه. چرخوندمش به پهلو و یکی از دستامو بردم سمت ممه هاش و یکی دیگه از دستمو بردم دقیقا رو سوراخ کسش و یکم فشار میدادم تو و در میاوردم.
حالا من اولین سکس با عزیز دلمو شروع کردم چه کیفی میداد و عشقم میگفت درد دارم عزیزم زودتر آبتو بیار دلم درد میکنه. گفتم سوراخش چی؟ گفت نه دلم درد میکنه و زود بکن و درش بیار ولی یواش. خندم گرفت گفتم زیرم خوابیدی و الان هم زود بکنم یا یواش 😆. گفت نفسم شوخی کردم یکم بخندیم تند تند بکن تا آبت بیاد درد ندارم . بکن و من برای اولین کون کردنم لذت میبردم.
انقدر انگشتش کردم و ممه هاشو مالیدم و کیرمو تو کونش کردم تا راحت شد و ارضاش کردم. آبم نیومد چون من لذت بردم و شوکه شده بودم. از صبح که از شهر خودمون ساعت 10 حرکت کرده بودم و ناهارم تو محل کارش خوردیم و تا ساعت 6 به اینطور تمام شد. من گفتم برم خونه. گفت زنگ بزن به همکارت و بگو من نمیتونم بیام. زنگ زدم و گفت بیا کار زیاد داریم. من بهش گفتم تو زنگ بزن به مامان و بگو من عشقم اومده دنبالم تا بریم خونشون. فاصله ما همدیگه 3 ساعت راه هست. ما حرکت کردیم و رسیدیم و هیچ تاکسی نبود که به خونمون برسیم. رفتیم تو رستوران و نشستیم و به بابام زنگ زدم گفتم بیا دنبالمون تا بریم خونه. اونم راه افتاد تا بیاد دنبالمون.
گفت چرا بهم نگفتی که رفتی تا بهت ماشین رو بدم. به بابام گفت یهو تصمیم گرفتم و رفتم زنگ زد گفت عشقم کجایی گفتم اومدم پشت در خونتون با هم بریم بیرون خرید جشن عقد رو بکنیم. ما یه پراید داشتیم و اومد دنبالمون. من از کون کرده بودمش و میخواستم تا آبم بیاد و تو این افکار بودم که چطوری بکنمش تا آبم بیاد و گفت عزیزم شام رو رستوران آماده کردند برو بگیر. جاتون خالی چلو خورشت سبزی خوردیمو و زنگ زدم بابام نزدیک بود و سوار ماشین شدیم و من تا نشستم گفتم خستم. خوابم برد تا رسیدیم خونه. یک ساعت تو راه بودیم.
وارد آپارتمانمون شدیم و بابام گفت برید شام بخورید گفتیم شام خوردیم. رفتیم رستوران خورشت سبزی خوردیم جاتون خالی. گفت ما هم خورشت سبزی داریم با همدیگه خندمون گرفت. خیلی از زندگیم راضی بودم، هستم و خواهم بود چون عشقمو دارم و عزیز دلمو دارم. تشک رو پهن کردم و من عشقم تو اتاق خواب خودم. در رو بستیم و من وازلین از تو میز آرایش برداشتم و بردم تا راحت تر بکنم تو کون عشقم.
دراز کشیدیم و پتو رو زدم کنار و لخت شدیم و گفت مثل اون موقع دوباره بکن کیرتو تو کونم و یکی از دستاتو ممه هامو بگیر و با اون یکی دستت کسمو بمالون.
سر کیرمو وازلین زدم و سوراخ کونشو به پهلو خوابیده بود میمالیدم و سر کیرمو کردم تو این دفعه خیلی راحت رفت تو. گفت نفسم کردی تو کونم. گفتم نمیفهمی تو کونت هست. گفت گوز تو کونم گیر کرده تند تند بکن تا صداش نپیچیده.😆 گفتم خدایا چیکار میکنی تو حال میکنی و منو میخندونی و من آبم نمیاد. دیگه از پهلو به شکم خوابوندمش و روش دراز کشیدم تند تند کیرمو تو سوراخ کونش عقب جلو میکردم و چنان لذتی میبردم که گفتم داره میاد. گفت بریز تو کونم نفسم. انقدر تند تند کردم و یهو خالی شدم و …
ادامه دارد
نوشته: م.ر
8 پاسخ به “اولین سکس من و عشقم (۱)”
عن بازیا چیه
نفهمیدم چه کص و شعری نوشتی اولش بکم تلاش کردم بخونم دیدم ریدی با این نوشتنت
بابا ژنت ازقبل کونی تشریف داشته وخیلی کون داده تو خبر نداری
من که نویسنده حرفه ای نیستم. دفعه اولمه که مینویسم و بد هم نبود. الان که میخونم بله میفهمم داستان رو باید به سمت فقط سکس ببرم تا مخلطبام که شماها هستید بیشتر جق بزنید و کونتون از کیر من سیراب بشه
ژنت نوشتی که اول که زن هست و اینکه کونت گذاشتند از بچگی که میگی زن من کونش گذاشتند. مرد کونی فرق کون و کس رو نمیفهمی برو بشین تو توالت ببین اول چطوری نشستی که دهنتو دم سوراخ توالت گذاشتی تا از ریده های من و زنم بخوری
نویسنده عزیز سوژه داستانت خیلی بهتر از زن شوهردار و محارم و … بود اماااا
خوب بود ولی این همه نیاز نبود روی عواطف زناشویی خودتون تاکید کنید
متاسفانه داستانها بسيار ضعيف شده و ارزش خوندن نداره