اولین سکسم در 16 سالگی

سلام این اولین سکس من تو سن 16 سالگی هست.من یه bfداشتم که 3سال باش بودم و اون هم 19 سالش بود ما با هم روابط خانوادکی داشتیم چندین بار به خانه ی ما امده بود و من نیز زیاد پیش او رفته بودم و خانواده هایمان در جریان بودند لب گرفتن از هم برایمان امری معمولی بود هم دیگر را در اغوش نیز میگرفتیم اما با هم روابط جنسی نداشتیم مدت ها بود که او از من درخواسته رابطه کرده و به گفته ی خود احتیاج به این عمل داشت تا این که روزی که با خانواده هایمان به به سفر رفته بودیم آخر های شب به اتاقی که من در آن خوابیده بودم امد و با هم به انباری در پایین ویلا در شمال رفتیم به بهانه ی بازی اسم و فامیل از من خواست تا بر روی پای او بنشینم و بعد از گذشت 10 ذقیقه همانطور بی حرکت بود از او که پرسیدم چه شده نگاهم کرد و گفت دیوانه وار دوستت دارم لعنتی چرا با من اینطوری میکنی من که متعجب بودم گفتم مگه چه کاری کردم هنوز حرفم تمام نشده بود که خیلی محکم مرا بوسید اینقدر لبانش داغ بود که من نیز حالم بد شد زبانش تا ته در حلقم بود که ناگهان دستی را روی بدنم حس کردم لبانم را کشیدم و از جا برخواستم تا امدم که به حرف بیام زد زیر گریه و خواهش کرد و گفت بهت احتیاج دارم سرش رو رویه شکمم گذاشت و بعد از 5دقیقه سرش را بلند کرد .
من هم دیگه جلوگیری نکردم و اختیار کامل بدنم را به او دادم ارام ارام لباس هایم را در اورد و بدنم را بو میکرد و میبوسید وقتی کامل لختم کرد از او خواستم تا بگذارند من لباس هایش را در اورم من هم با لطافت لباس هایش را در آوردم و او را بوسدم ما را به ارامی روی کاناپه خوابوند و خودش نیز پیش من خوابید و فقط میبوسیدم و من تند تند نفس میکشیدم و به ارامی به من گفت نترس اسیبی به تو نمیرسانم و بلند شد و روی من خوابید و گردنم را میبوسید و لیس میزد رست هایم را بالا برد و از نوک انگشتان تا زیر گلویم را بوسید با سینه هایم بازی کرد و شکمم را میبویید و به ارامی میگفت دوستت دارم هرچه بیش تر به کس من نزدیک میشود تند تر نفس میکشیدم بالا امد و گفت نترس ارام رفتار میکنم اذییت نمیشوی و سریع به سمت کسم رفت انچنان سخت میمکید که انگار دارد شیر میخورد و با لبهایه کسم بازی کرد بالا امد و من نیز او را بوسیدم و مشغول ساک زدن شدم که صورتم را گرفت و به بالا کشاند و من را نیز بلند کرد کمی با کسم بازی کرد و به ارامی کیر خود را بر لبه ی کسم گذاشت و گفت تو هم کمکم کن و من هم سعی کردم داد نزنم و بعد از دقایقی کیرش را وارد کرد و کمی که گذشت من آه بلندی کشیدم و بی حرکت ماندم ترسیده بود گفت حالت خوب است و من فقط به او گفتم ادامه بده و بعد از مدتی خونی از من خارج شد من ترسیدم اما مرا برگرداند به حالت اولی و کنارم خوابید و با ذستمالی مرا پاک کرد و دوباره شروع کرد این بار من هم مشتاق بودم سینه هایم را مکید و سریعا به طرف پایین رفت و و وحشیانه کیرش را وارد کرد وو تند تند تلمبه میزد و سینه هایم را ممکید و بعد از من اجاذه گرفت و کرمی به کونم زد و 2سیلی محکم هم زد و کیرش را داخل کرد و هر دو با هم اه میکشیدیم که بعد از دقایقی از خواستم تا تمامش کند و مرا ازاد بذارد اما او تمام نکرد و بلند گفت ابم دارد می اید و کمی از آن را در کونم ریخت و بقیه درا در صورتم و بعد سریعا آن را با دست کنار زد و نیز کسم را ممکید تا این که من ارضا شدم و او نیز خوشحال و با اب من سر کیرش را لیز کرد و دوباره وارد کونم کرد تا دیگر من برایم حالی نمانده بود اما 2باره او ابش امد و همه را در دهان من ریخت نصفش را خوردم دیگر جانی برایم نمانده بود که دیگر کنارم خوابید و تند تند از من لب میگرفت و بعد از ان شب چهار تا پنج بار با هم سکس داشتیم تا این که ازدواج کردیم این بود داستان اولین سکس من در 16 سالگی.

نوشته: ملیکا

بازدید 14,749

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

27 پاسخ به “اولین سکسم در 16 سالگی”

  1. فکر کرده ما خریم به بهانه اسم فامیل میرن تو انباری! اونم نصفه شب تازه کاناپه هم توش بود!حالا خوبه گرفتتهمون کاناپه تو کون تو با bf ات نه شوهرتخخخخخخخخخخخ

  2. مهندسکی شاپرکی مرحومکی!مهندسم سلامooooooooooo‏*********** ‏oooooooooooعشقم بهم خیانت کرد مهندس جونم!گفت دیگه دوسم نداره!ادمین جونم رو میگم!‏‎;(‎

  3. بابت داستانی که زحمت کشیدی به شما خسته نباشید عرض میکنم و میگویم این نوع ادبیات مخصوص پاچه خواری است و ارزش دیگری ندارد

  4. سلام سامی جونم :Xدیدی گفتم عشق ادمین زود گذره؟ :Dگوش نکردی دیگه :D……انگشت وسط جان!مخلصم داداشیکمی درگیر درس و دانشگاه بودم وقت نشد بیام :)روحتتو حلقم 😀

  5. یا اخبار زیاد نگاه میکنی یا گوینده اخباری،کدام؟؟؟ به هر حال ریدی حالا حالا هم خشکسالیه و از اب خبری نیست!!!موفق و سربلند باشید.

  6. راستش را بخواهی-اینقدر چرت نوشته بودی که من دیگر نتوانستم باقیه اش را بخوانم/بابا جم کن این مسخره بازیتو-حالم از این طرز نوشتنت به هم خورد-فارسی دری مینویسی

  7. خواهشمند است که دیگر این طوری ننویس-حالمو به هم زدی با این نوشتنت-فارسی دری مینویسی

  8. آوردند در شمال کشور دختری 16 ساله بودندی که سکس نداشتندی پس او را بی افش در انبار افکندنی بلکه به بهانه اسم و فامیل پس او هم به انبار رفتندی تا بازی کند !پس آخر و عاقبت خویش را ندانستندیروی پای بی افش نشتندی و آلت او را روی سولاخین خود تنظیم نمایندیپس آلتین ایشان بر سولاخین وارد آمدی!بی اف کریه سر دادی و گفتندی دوستت دارمدی ای طفل شانزده ساله!زبانش را درون دهانش گرداتدی طوری که زبانش به حلقوم وی وارد شدندیپس او را مهندس خواهد کفت زبانت در حلقم و این چنین شد که دو شغال عاشق به همدیکر رسیدندی و زندکی خود را آغاز نمودندیروایتی از سامی شهوتی

  9. پسر خوب انشاء زیبایی نوشته بودی و من امیدوارم در آینده فرد مفیدی برای جامعه شوید تا بتوانید به این جامعه خدمت کنی و ……آخه مگه نگفتن ورود 18 سال به پایین تو این سایت ممنوعه؟؟؟ هان؟؟ببین تهاجم فرهنگی با ملت ایران چکار کرده که تا از مای بیبی میان بیرون شروع به گشت و گذار در سایت های سکسی میکنن…آخه مگه تو پدر و مادر بالا سرت نیست؟؟؟خطاب به پدر و مادر شما:کودکانتان را در فضای مجازی تنها نگذاریدفحشت نمیدم چون هنوز بچه ای…فقط برو از سایت بیرون تا بکن توون از خجالتت بیرون نیومدن…

  10. آمیرزا جوون حق کپی رایتت رو نقدا پرداخت میکنم!نمایندگی انحصاری میخوام میدی؟

  11. اول میگه منو برد تو انباری برای اسم فامیل کی برای بازی کردن میره تو انباری بعد میگه من خوابوند رو کاناپه تو انباری کاناپه چیکار میکنه

  12. من از توصیف حالم بعد از خوندن این داستان واقعا عاجزم.دادا اون کیسه استفراغ بده من

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید