سلام به همگی به اولین ولاگ من خوش اومدین
این داستان سکسی نیست عزیزان
من دلبر هستم و ده روزه که 18 سالم شده
از ظاهرم بخوام بگم فیس بیبی طوری دارم با پوست سفید و اندام خوش فرم و لاغر خلاصه هر کی برده راضی بوده
خب کجا بودیم ؟ اهاااااااااااااااااااااااا
از بچگی احساس خیلی لطیف و ظریفی داشتم که مورد توجه همه خانواده قرار گرفته بودم و از گل نازک تر بهم نمیگفتن
بزرگتر که شدم متوجه شدم به مرد جماعت حس دارم و شووووهر نیاز دارم و دوست داشتم مثل همه دخترا پارنترم نازم رو بکشه و واسم گل و خرس و شکلات و هزار جور کوفت و زهر مار بخره
خلاصه تمایلات بات داشتم ولی فکر نمیکردم هیچ مردی بهم میلی داشته باشه تا با ال جی بی تی اشنا شدم حدودا سن 14 15 سالگیم بود
اولین گروه تلگرام عمرم رو عضو شدم ولی دایرکتم همین جور عکس کیرررررررررررررررر فوران کرد و منم اینقدر نمیخواستم برم جلو در حد یه پارتنر معمولی میخواستم داشته باشم چون اصلا بدون احساس و علاقه نمیتونم با کسی همخوابگی داشته باشم حتی همین الان هم خیلی شاید دلم بخواد اما باز هم نمیتونمممممممممم
دوست دارم رابطه با شناخت و دوست داشتن جلو بره
وقتی از همه نا امید شده بودم پیام یه اقایحدودا 35 ساله نظرمو جلب کرد که میگفت هر چقدر بخوای ساپورتت میکنممم
منم که انگار دری به در های زندگیم باز شده بود چت رو شروع کردم
وای خاک تو سرم اخه 14 سالگی جای این کارا بود؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد یک هفته قرار دیت گذاشتم من ندید بدید عقده ایی که فقط میخواست دوست پسر داشته باشم که هی بهم بگه با این نرو بیرون با اون نرو تا مثل خرررررررررر ذوق مرگ بشم ای خاک تو سرم
خب بگذریم
داشتم اماده میشدم برم سر قرار که نمیدونم چرا فول شیو هم کرده بودم با اینکه اصلا به سکس فکر هم نکرده بودم وای کوفتش بشمممم چه هلویی وبدم اون زمان
راستش من اگه شیو نکنم مثل جنگل حرا میشم وای خدا نگم براتون
چون بار اولم بود حتی موبایلمو هم نبرم و مجبور شدم به خاطر همین دم خود خونمون بگم بیاد دنبالم تا وقتی میرم بیرون گمش نکنم بدون موبایل میترسیدم یارو دزد باشه ولی مردم از ترس
وقتی رفتم پایین دیدم دروغ گفته بود و نیومده بود و از دور شروع کرد به حرکت مردتیکه یعنی میخواست منو از دور ببینه اگه پسند کرد بیاد جلو خاک تو سرش همسن بابابرگم بود
منم خودم رو زدم به کوچه علی راست که یعنی ندیدمش و رفت سر کوچه اونم هی دنبالم بوق بوق
تا سر کوچه به خودم فوش دادم که یا سوار شو یا فرار کن این چه مسخره بازیه که اومدی تا اینجا و پشیمون شدی احمق
دیگه سوار شدم با هزار بدبختی و رفتیم امانیه یه کافی شاپ در دهاتی منو برد و موقع انتخاب نوشیدنی میخواست شیک سفارش بده که به پیشخدمت گفت شییییییک /یعنی کسره ش رو نخوند/
وای منو میگی همون موقع گفتم با چه منگولی دیت گذاشتی سپی خاک تو سرت
تا کوفت کردن شیک مضخرفش سرم رو برد که اره من تهران هم کیس داشتم و هزار کوفت و زهر مار
موقع حساب کردن رمز اقا 1355 بود
یعنی42 فاکینگ سالللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
لعنت به خودم که وارد همچین رابطه سمی شدم واقعا
اخه زورم میاد یارو شوگر ددی هم نبود و بعدا فهمیدم منظورش از ساپورت همین شیک و نوشیدنی ماهی یکبار بود
و من با این ادم داغون یکسال توی رابطه بودم چون که یه هول احمق بودم که میخواستم ادای تنگا رو دربیارم و میترسیدم دوباره مراحل اشنایی رو طی کنم همینم که باهاش دیت گذاشتم نصف پشمام ریخت
اون شب با وقایع جنجالی تمام شد که ولاگم طولانی میشه و دو پارت دیگه میزارم جدا
بیشتر واسه همسنای خودم گفتم که وارد این روابط سمی نشن
والا الان همون پیر ****مرد هم توی زندگیم نیست کاشش بود که شیک دعوتم میکرد 😂 ****
این داستان سکسی نیست عزیزان
من دلبر هستم و ده روزه که 18 سالم شده
از ظاهرم بخوام بگم فیس بیبی طوری دارم با پوست سفید و اندام خوش فرم و لاغر خلاصه هر کی برده راضی بوده
خب کجا بودیم ؟ اهاااااااااااااااااااااااا
از بچگی احساس خیلی لطیف و ظریفی داشتم که مورد توجه همه خانواده قرار گرفته بودم و از گل نازک تر بهم نمیگفتن
بزرگتر که شدم متوجه شدم به مرد جماعت حس دارم و شووووهر نیاز دارم و دوست داشتم مثل همه دخترا پارنترم نازم رو بکشه و واسم گل و خرس و شکلات و هزار جور کوفت و زهر مار بخره
خلاصه تمایلات بات داشتم ولی فکر نمیکردم هیچ مردی بهم میلی داشته باشه تا با ال جی بی تی اشنا شدم حدودا سن 14 15 سالگیم بود
اولین گروه تلگرام عمرم رو عضو شدم ولی دایرکتم همین جور عکس کیرررررررررررررررر فوران کرد و منم اینقدر نمیخواستم برم جلو در حد یه پارتنر معمولی میخواستم داشته باشم چون اصلا بدون احساس و علاقه نمیتونم با کسی همخوابگی داشته باشم حتی همین الان هم خیلی شاید دلم بخواد اما باز هم نمیتونمممممممممم
دوست دارم رابطه با شناخت و دوست داشتن جلو بره
وقتی از همه نا امید شده بودم پیام یه اقایحدودا 35 ساله نظرمو جلب کرد که میگفت هر چقدر بخوای ساپورتت میکنممم
منم که انگار دری به در های زندگیم باز شده بود چت رو شروع کردم
وای خاک تو سرم اخه 14 سالگی جای این کارا بود؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد یک هفته قرار دیت گذاشتم من ندید بدید عقده ایی که فقط میخواست دوست پسر داشته باشم که هی بهم بگه با این نرو بیرون با اون نرو تا مثل خرررررررررر ذوق مرگ بشم ای خاک تو سرم
خب بگذریم
داشتم اماده میشدم برم سر قرار که نمیدونم چرا فول شیو هم کرده بودم با اینکه اصلا به سکس فکر هم نکرده بودم وای کوفتش بشمممم چه هلویی وبدم اون زمان
راستش من اگه شیو نکنم مثل جنگل حرا میشم وای خدا نگم براتون
چون بار اولم بود حتی موبایلمو هم نبرم و مجبور شدم به خاطر همین دم خود خونمون بگم بیاد دنبالم تا وقتی میرم بیرون گمش نکنم بدون موبایل میترسیدم یارو دزد باشه ولی مردم از ترس
وقتی رفتم پایین دیدم دروغ گفته بود و نیومده بود و از دور شروع کرد به حرکت مردتیکه یعنی میخواست منو از دور ببینه اگه پسند کرد بیاد جلو خاک تو سرش همسن بابابرگم بود
منم خودم رو زدم به کوچه علی راست که یعنی ندیدمش و رفت سر کوچه اونم هی دنبالم بوق بوق
تا سر کوچه به خودم فوش دادم که یا سوار شو یا فرار کن این چه مسخره بازیه که اومدی تا اینجا و پشیمون شدی احمق
دیگه سوار شدم با هزار بدبختی و رفتیم امانیه یه کافی شاپ در دهاتی منو برد و موقع انتخاب نوشیدنی میخواست شیک سفارش بده که به پیشخدمت گفت شییییییک /یعنی کسره ش رو نخوند/
وای منو میگی همون موقع گفتم با چه منگولی دیت گذاشتی سپی خاک تو سرت
تا کوفت کردن شیک مضخرفش سرم رو برد که اره من تهران هم کیس داشتم و هزار کوفت و زهر مار
موقع حساب کردن رمز اقا 1355 بود
یعنی42 فاکینگ سالللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
لعنت به خودم که وارد همچین رابطه سمی شدم واقعا
اخه زورم میاد یارو شوگر ددی هم نبود و بعدا فهمیدم منظورش از ساپورت همین شیک و نوشیدنی ماهی یکبار بود
و من با این ادم داغون یکسال توی رابطه بودم چون که یه هول احمق بودم که میخواستم ادای تنگا رو دربیارم و میترسیدم دوباره مراحل اشنایی رو طی کنم همینم که باهاش دیت گذاشتم نصف پشمام ریخت
اون شب با وقایع جنجالی تمام شد که ولاگم طولانی میشه و دو پارت دیگه میزارم جدا
بیشتر واسه همسنای خودم گفتم که وارد این روابط سمی نشن
والا الان همون پیر ****مرد هم توی زندگیم نیست کاشش بود که شیک دعوتم میکرد 😂 ****
نوشته: دلبر
9 پاسخ به “اولین دیت من”
میشه من ببرمت هروز بیرون هرچی میخوای بخرم برات ولی دیگه ننویسی
موقع نوشتن کونت میذاشتننوشته هاتم دارن میدوانمادر خراب یواش تر دستتو از توشرتت دراردیگه ام ننویس
من نمیدونم نوجوانان این سال و زمونه چرا اینقدر برای پارتنر داشتن ، چه گی چه استریت ، هلاکن؟ آخرش گفتی همون یه پیرمرد هم تو زندگیم نیست، این جمله به ذهن خواننده این رو متبادر می کنه که راوی سنش بالاست و نگران تنها موندنشه اما شما به قول خودت تازه هجده ساله شدی. به کجا چنین شتابان ؟دلبر بود اسمت بعد یهو وسط داستان خودت رو خطاب کردی سپی، که احتمالا مخفف سپهر یا سپند باید باشه.سعی کن در نوشته هات از نام بردن مناطق معروف محل زندگیت ، مثل امانیه خودداری کنی. این به ناشناس موندن بهتر کمک می کنه.ضمنا روی تایپ و نوشتن هم دقت کن. با عجله تایپ کردی و کلی اشتباهات املایی و تایپی داشتی. زمان گذشته و حال افعال رو قاطی کرده که خیلی تو ذوق زنه. کلی هم حروف تکراری درکلمات مثل تکرار حرف ل در سال داشتی که اصلا کمکی به انتقال منظورت نمی کنه. می تونستی فقط از علامت تعجب استفاده کنی. شما در حال نوشتنی نه حرف زدن. از نقطه گذاری و ویرگول هم غفلت نکن.املای درست فحش ، مزخرف و میذارم، اینهاست.ضمنا شما ولاگر محسوب نمیشی. ولاگر کسی است که در بستر وب برای موضوع و هدفی خاص محتوای ویدیویی تولید می کنه. شما فقط یه داستان نویس یا خاطره نویس در بستر وب هستید. حتی بلاگر هم نمیشه گفت. چون بکن تو وبلاگ نیست.راستی کسی که 42 سالشه پیر نیست. مزید اطلاعتون طبق آخرین استانداردها آغاز میانسالی و نه پیری، 55 سالگیه.
اون قرار اول برای همینه که دندونای طرفو بشمری و اگر خوشت نیومد بذاریش کنار.حالا که دیگه گذشته اما برای رابطه های بعدیت دقت کن. تنهایی بهار ا رابطه سمی هست. پس نترس از گفتن نه.ار متونی ادامه بده
خب کجا بودیم؟🤔آها؟!!!🤓مرتیکه یارو سه ساعت بدون کاغذ نُت سخنرانی می کنه بدون تُپق، بعد تو کلا دو خط کسشر نوشتی رشته کلام از دستت خارج شده نفهمیدی کجایی؟!! رو کیر من!
سلاماگه دنبال رابطه عاطفی هم هستی یه پیام بهم بده هم سن هستیم
بد نبودحالا کون ب پیر مرد دادی دیگه
آقای دلبر کونی رو املات بیشتر کار کن واسه داستانای بعدیت
با حال بود شیک زدی باید با حس باشی تا بهت حال بده