داستان برمیگرده به زمانی که ۱۲ سالم بود ، قدم بلند بود و واسه همین آخر کلاس میشستم و تقریبا ۲ ۳ ماه بود که با سکس و … آشنا شده بودم .
بچه بودم و کنجکاو و کلا برام خیلی هیجان انگیز بود ، یروز سر کلاس شق کرده بود و سعی داشتم که بپوشونمش تا کسی متوجه ش نشه و همزمان هم داشتم به درس گوش میدادم تا اینکه یه دفعه یه چیزی رو روش حس کردم ، دست دوستم بود که گذاشته بود روش و با تعجب نگاهم میکرد .
از اونجایی که باهم صمیمی بودیم میدونستم که اونم با این داستانا اشنایی داره ، یکم زیر میز از روی شلوار باهاش ور رفت و منم هیچی نمیگفتم .
تا اینکه زنگ تفریح خورد و ما رفتیم پایین و اون روز گذشت و ما راجبش حرفی نزدیم .
ولی فردا صبحش وقتی رسیدیم سر کلاس اون بدون هیچ مکثی دوباره شروع کرد مالیدن من ، و همینجوری یخمون یکم باز شد . کارمون شده بود دست زدن به کیر هم سر کلاس . یه جورایی واسه همین میومدیم مدرسه .
تا اینکه یه روز من گفتم میشه از تو شلوار دست بزنم بهش؟ اولش گفت نه دستت کثیفه و … با هر روشی شده راضیش کردم ، حس خیلی خوبی داشت نرم و داغ بود .
این حرکت یه قفل جدیدیو بینمون باز کرد تا اخر هفته شد .
و دوتاییمون تصمیم گرفته بودیم که یجوری مال همدیگه رو ببینیم ، مدرسه ریسکی بود و پارک کنار مدرسه رو انتخاب کردیم . ولی چالشی که داشتیم این بود که مامانش میومد دنبالمون و واسه همین وقت زیادی نداشتیم .
تا اینکه زنگ آخر خورد و ما به سرعت رفتیم پارک کنار مدرسه و دوتامون با کلی استرس وارد یه توالت شدیم .
قرار شد من اول بکشم پایین ، وقتی شلوارم رو دادم پایین برق رو تو چشماش میدیدم و بی صبرانه خودمم منتظر بودم تا اون هم نشونم بده ، بر خلاف مال من اون کیرش کوچیک تر بود تقریبا نصف مال من ، شوکه شدم ولی برام مهم نبود .
تا اینکه یکم به هم ور رفتیم و کم کم شق کردیم ، با هزار بدبختی رازیش کردم تا کیرمو بزاره توی دهنش ، بهترین حس زندگیم بود اون لحظه که گرمای دهنش خورد به کیرم
۲ ۳ باری عقب جلو کرد تا اینکه دراورد و گفت نوبت توعه
منم به ناچار همون کارو تکرار کردم و بعدش بهش گفتم که کونتو بهم نشون بده .
اون هیکل تپلی داشت و کونش خوب بود و خیلی هم سعی کردم کیرم رو توی کونش بکنم ولی چون تجربه نداشتم نمیدونستم چجوری و نتونستم .
ترکیب لذت و استرس اون لحظه هیچوقت از یادم نمیره تا اینکه نگاهمون به ساعت افتاد و سریع رفتیم دم مدرسه تا سوار ماشین بشیم .
در نهایت چند بار دیگه هم مال همو نگاه کردیم تا آخر سال ولی هیچوقت دیگه نشد که اون حرکتارو تکرار کنیم .
به هر حال اولین تجربه بود و از یاد نرفتنی
بچه بودم و کنجکاو و کلا برام خیلی هیجان انگیز بود ، یروز سر کلاس شق کرده بود و سعی داشتم که بپوشونمش تا کسی متوجه ش نشه و همزمان هم داشتم به درس گوش میدادم تا اینکه یه دفعه یه چیزی رو روش حس کردم ، دست دوستم بود که گذاشته بود روش و با تعجب نگاهم میکرد .
از اونجایی که باهم صمیمی بودیم میدونستم که اونم با این داستانا اشنایی داره ، یکم زیر میز از روی شلوار باهاش ور رفت و منم هیچی نمیگفتم .
تا اینکه زنگ تفریح خورد و ما رفتیم پایین و اون روز گذشت و ما راجبش حرفی نزدیم .
ولی فردا صبحش وقتی رسیدیم سر کلاس اون بدون هیچ مکثی دوباره شروع کرد مالیدن من ، و همینجوری یخمون یکم باز شد . کارمون شده بود دست زدن به کیر هم سر کلاس . یه جورایی واسه همین میومدیم مدرسه .
تا اینکه یه روز من گفتم میشه از تو شلوار دست بزنم بهش؟ اولش گفت نه دستت کثیفه و … با هر روشی شده راضیش کردم ، حس خیلی خوبی داشت نرم و داغ بود .
این حرکت یه قفل جدیدیو بینمون باز کرد تا اخر هفته شد .
و دوتاییمون تصمیم گرفته بودیم که یجوری مال همدیگه رو ببینیم ، مدرسه ریسکی بود و پارک کنار مدرسه رو انتخاب کردیم . ولی چالشی که داشتیم این بود که مامانش میومد دنبالمون و واسه همین وقت زیادی نداشتیم .
تا اینکه زنگ آخر خورد و ما به سرعت رفتیم پارک کنار مدرسه و دوتامون با کلی استرس وارد یه توالت شدیم .
قرار شد من اول بکشم پایین ، وقتی شلوارم رو دادم پایین برق رو تو چشماش میدیدم و بی صبرانه خودمم منتظر بودم تا اون هم نشونم بده ، بر خلاف مال من اون کیرش کوچیک تر بود تقریبا نصف مال من ، شوکه شدم ولی برام مهم نبود .
تا اینکه یکم به هم ور رفتیم و کم کم شق کردیم ، با هزار بدبختی رازیش کردم تا کیرمو بزاره توی دهنش ، بهترین حس زندگیم بود اون لحظه که گرمای دهنش خورد به کیرم
۲ ۳ باری عقب جلو کرد تا اینکه دراورد و گفت نوبت توعه
منم به ناچار همون کارو تکرار کردم و بعدش بهش گفتم که کونتو بهم نشون بده .
اون هیکل تپلی داشت و کونش خوب بود و خیلی هم سعی کردم کیرم رو توی کونش بکنم ولی چون تجربه نداشتم نمیدونستم چجوری و نتونستم .
ترکیب لذت و استرس اون لحظه هیچوقت از یادم نمیره تا اینکه نگاهمون به ساعت افتاد و سریع رفتیم دم مدرسه تا سوار ماشین بشیم .
در نهایت چند بار دیگه هم مال همو نگاه کردیم تا آخر سال ولی هیچوقت دیگه نشد که اون حرکتارو تکرار کنیم .
به هر حال اولین تجربه بود و از یاد نرفتنی
نوشته: هادی
یک پاسخ به “اولین تجربهی دبستان”
آفرین پسرحامدقراربودکه اسمتو نگی که خوب هم رازداری کردی وبعدش هم خوبه بجای مامانش ماشین آمدباراننده که بردوگذاشت کون جفتتون