اولین بار که مامان رو ماساژ دادم (۲)

سلام، خوشحالم که داستان رو دوست داشتین و کامنت هاتون واقعا خیلی حال داد و لذت بخش بود در کل ممنون از دوستانی که منتظر قسمت دوم موندن.
خب ماساژ مامانم شروع شد و اصلا حالم خوب نبود به شدت حشری بودم تا حدی که نفس هام معلوم بود اوضام خرابه، کیرم بین پاهام بود و مامانم قشنگ میتونست کیرمو ببینه، از پشت شروع کرد و ماساژ نسبتا بدی نمیداد ولی من چیز دیگه میخواستم و برام کافی نبود، کمرم رو حسابی ماساژ داد و رسید به به پاسام حالا کیرم داره میترکه اینقدر که شق کردم، دیدم نمیشه و تحمل ندارم یکم بلند شدم و به سمت شکمم اوردمش، پشتم که تموم شد مامانم گفت برگرد جلوتم ماساژ بدم، پشمام ریخته و کیرم به شدت راست بود گفتم نه نمیخواد دیگه خسته شدی ، گفت برگرد اشکال نداره فکر کنم فهمیده بود راست کردم اونو گفت اشکال نداره، برگشتم و ملافه رو 2 لا کرد و گزاشت رو کیرم ولی کیرم نمیزاشت صاف بمونه ، شروع به ماساژ کرد دیدم کنار مونده از خدام بود بیاد روم و ماساژ بده که کیرم به کسش مالیده بشه و بهش گفتم اینجوری سختته بیا روی پاهام که بازم گفت نه و ضد حال بعدیو خوردم، حین ماساژ دستش که به کیرم میخورد از روی ملافه انگار ابم میومد اینقدر که تحریک شده بودم پیش ابم میومد همینجوری، خلاصه این ماساژ بدون هیچ اتفاقی تموم شد و چند ماه گذشت یه روز گفتم چقدر دلم ماساژ میخواد یه ماساژ درمانی نکنیم؟ مامانم هم انگار از خداخواسته بود گفت چرا اتفاقا خیلی خستم بریم، من بازم رفتم و نور و اهنگ و … اوکی کردم و رفتم 2 تا شربت درست کردم تو یکیش قطره گل سرخ ریختم که زنارو خیلی حشری میکنه، رفتم توی اتاق و شربت که خوردیم به مامانم گفتم شروع کنیم؟ خودم اینسری یه شرت پوشیده بودم به مامانم گفتم یا یچیز راحت بپوش با کلا بکن من ملافه میزارم روت، اونم یه شلوارک پوشید که جذب بود و تقریبا میشه گفت شرتک بود از شرت بلند تر بود ولی کناره هاش جذب نبود و ازاد بود، سوتین رو همین که ماساژ رو شروع کردم بدون اجازه کندم دیگه پرو شده بودم، از اول روی باسنش نشستم و کیرم راست راست بود شروع به ماساژ کردم، حین ماساژ گردن کمی گوشاشو مالیدم از طرف دیگه بهش گل سرخم داده بودم و میدونستم راحت حشری میشه، کم کم از بالا شروع کردم و از کنار سینه هاشم اروم ماساژ دادم انگار 20 سال بود ماساژور بودم، کیرم داشت از شدت راست شدن میترکید، کم کم اومدم پایین تر و رسیدم به کمرش و مجبور شدم از روی باسنش بلند بشم و به سمت پاهاش برم، که دیدم شرتکش خیس شده و خط کس مامانم معلومه؛ وای نمیدونین چه حالی شدم، سرم کم کم داشت گیج میرفت اینسری زود به این حالت رسیدم، یهو یادم اومد توی سالن های ماساژ زیر کمر یچیز میزارن که باسن یکم بیاد بالا، گفتم مامان پاشو یکم و رفتم یه حوله کوچیک اوردم و گزاشتم زیر کسش، گفتم اینجوری ماساژ میدن، دیگه داشتم دیوونه میشدم، گفتم مامان ماساژ باسنم بدم میگن خستگی رو کامل از بین میبره، مامانم یه اهم تحویلم داد و فهمیدم اونی حالش زیاد اوکی نیست، شرتکشو اومدم کامل در بیارم که گفت نه یکم بکش پایین، نمیدونم چرا اذیت میکرد، منم تاجایی که میشد دادم پایین و روغن ریختم رو کونش ف نمیدونم چطوری توصیفش کنم، خب مامانم کون خیلی بزرگی داره و توی زنای فامیل معروف بود باسنش که باسن عالی داره چند بار توی حرفا هم شنیده بودم از باسنش تعریف میکردن، روغن رو ریختم شروع به ماساژ کردم 2 تا لپ کونشو محکم میگردم و گرد به سمت بقل میکشیدم ، یه لحظه گفتم لاشو ببینم 2 طرف رو به سمت مخالف کشیدم و سوراخ کونشو دیدم، دیگه چشام سیاهی میرفت یه دست رو بردم لای کونش که جلومو گرفت و گفت نه اونجوری نه برو روی پاها، شروع به ماساژ پاهاش کردم کسش از خیسی زده بود بیرون یه قلمبه معلوم بود از روی لباس، پاهاشو ماساژ که میدادم دیگه حالیم نبود هیچی به کیرم میمالوندم خودم میومدم وسط دوباره میرفتم سمت رونش اصلا اینقدر نا هماهنگ بودم که گفتم بسه دیگه برم از جلو شاید بهتر باشه، بهش گفتم برگرد جلوتو ماساژ بدم که گفت بزار اول من پشت تو رو ماساژ بدم، خوابیدم گفت شرتتو در بیار بدون درنگ کندمش، دیدم داره شرتک خودشو نگاه میکنه و دید که خیس کرده خودشو، ساعت حدود 12 بود و 1 ساعتی بود داشتم ماساژش میدادم اون شروع کرد به ماساژ دادن من فقط توی ذهنم کسشو میدیدم، دوست داشتم زودتر بلند شم و من ماساژ بدم، یه 20 دقیقه ای ماساژ که داد گفتم بسه بخواب من جلوتو ماساژ بدم، گفت بسه دیگه بخوابیم صبح باید برم سر کار، که گفتم بیا کاملش کنیم دیگه و راضیش کردم، دراز کشید دوباره چشاش بسته بود،من شرت پام نبود گفتم تو چشاتو ببند من دیگه نمیپوشم، خط کسش رو که می دیدم دلم میخواست بهش تجاوز کنم، ماساژ سینه رو شروع کردم اینسری سفت تر ماساژ میدادم و کیرم روی شکمش بود میخواستم فشار بدم توی کسش، از گردن که ماساژ میدادم رفتم بالا و کیرم به سینه هاشم میخورد اصلا حالم خوب نبود و نمیدونستم چیکار کنم، صدای نفس هاش میومد رفتم روی شکمش حین ماساژ روی روناشم میرفتم و فقط نگاهم روی کسش بود یه لحظه اومدم دستمو ببرم زیر شرتش که اومد تکون بخوره کشیدم بیرون، دیدم راه نمیده این مامان ماساژ تقریبا تموم شده بود خیلی وقت گذشته بود بهش گفتم برگرد من ماساژ مبدم تو همینجوری بخواب، من با خودم گفتم بخوابه من حداقل کسشو ببینم، برگشت و حدود نیم ساعت همینجوری ماساژ دادم گفتم حال داد خستگیت در رفت؟ دیدم جوابی نداد ، دوباره اروم صداش کردم بازم چیزی نگفت نمیدونم چرا حس کردم الکی به خواب زده خودشو، اروم دستمو بردم سمت رونش که اگه بیدار شد روند ماساژ باشه، دیدم حرکتی نداره، اروم از بقل شرتش به کسش دست زدم، استرس داشت میکشت منو ، دیدم حرکتی نداره ولی کسش خیس خیس بود و از گرما نزدیک بود دستم بسوزه، اروم یکم دست زدم ،اولین بار بود که به کس دست میزدم، نفسم بند اومده بود اروم یه انگشت کردم داخل دیدم هیچ حرکتی نداره، کیرمو با اون یکی دستم گرفتم فکر کنم کافی بود 20 ثانیه بمالم تا ابم بیاد، گفتم اگه خوابه که شرتشو بکنم، اومدم از 2 طرف بکشم پایین که دیدم تکون خورد بعد شرتشو کشید بالا فهمیدم کلا بیدار بوده، کنارش دراز کشیدم و از پشت بقلش کردم، دستمو اروم بردم سمت کسش و تو گوشش کفتم لطفا… ولی جوابی نیومد دستمو اومدم بکنم داخل که دستمو دراورد فهمیدم همه مدت بیدار بوده ، ولی من اینقدر حشری بودم که فایده نداشت، زور دستمو بردم سمت کسش و گذاشتم روش، هیچ حرفی نمیزد بین حالت خواب و بیداری بود، کیرمو فرستادم لای پاهاش و سینشو گرفتم دیدم فایده نداره به همون صورت خوابیدم، چند بار بین شب بیدار شدم و سعی کردم کاری بکنم ولی نشد، ساعت 5 اینا بود که بیدار شد من خودمو زده بودم به خواب، دیدم صدام میکنه ، هیچی نگفتم یه عذرخواهی کردم و لخت رفتم سمت اتاق خودم.
ادامه داره بازم ببینم توی کامنتا چیکار میکنین…

نوشته: OEDIPUS

بازدید 18,446

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

26 پاسخ به “اولین بار که مامان رو ماساژ دادم (۲)”

  1. عالیه پسر نگارشت فوق‌العاده‌س فقط یکم دیر ب دیر میزاریبازم دمتگرم نگارشت عاای

  2. عالی 🤌🏻فقط دیگه آنقدر کوتاه نذار، قسمت بعد کمی طولانی تر باشه لطفا♥️

  3. عالی بودولی دیر به دیر داستان میذاری باید بریم قسمت قبلشو بخونیم چون ذهنیتی نسبت به قسمت قبل تو ذهنمون نمیمونهخوشحال میشم قسمت بعدی رو زودتر بفرستی🌹

  4. من نمیدونم این داستان چرت و کیری چرا اینقدر لایک میخوره، در صورتی وه داستانهای بهتر از این لایک نمیخورن.🤔 مردم رد دادن. 😔😡

  5. آخه نگارشش هم تخمی و پر از غلط نگارشی و جمله بندیه. یه نقطه و ویرگول نداره🤔.‌ ببین اون کوسخلی که نوشته نگارشت فوالعادست دیگه چه احمق بی سوادیه.‌🤣

  6. کصکش یکبار تموم کن این داستان کیری رو دیگه. تقصیر شما کصخلاس که لایک می‌کنید این داستان میاد صفحه اول

  7. ناکس از کجات درآوردی اینهمه دروغ. مامان تو که هیچ باباتم میبود کونو بهت داده بود مثلا هم میخوای یه داستان بگی هم نمیخوای مادرتو جنده کنی. ایول به غیرتت خوشم اومد ازت. آدرس بده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید