اولین آغوش

اولین باری که دیدمش، قرار بود فقط یه دیدار باشه. هر چند که چند ماهی بود که باهم در ارتباط بودیم و روز و شب با هم چت کرده بودیم ولی این اولین قرار حضوری بود.
وقتی دیدمش، خجالت میکشیدم درست باهاش دست بدم. حتی فقط یه لحظه بیشتر نتونستم باهاش چشم تو چشم بشم.
دستشو اورد جلو، با سر انگشتام دست دادم و وارد خونه شدیم.
استرس انقد بهم غالب بود که حس میکردم دارم حالت تهوع میگیرم.
وقتی رسیدیم به اتاقی که یه تخت دونفره و یه میز و صندلی دونفره داشت، بدون هیچ فکری نشستم رو تخت، پاهام از اضطراب سست شده بود.
یه صندلی گذاشت و رو به روم نشست،
هنور نمیتونستم طولانی نگاهش کنم.
شروع صحبت خیلی سخت بود، بهم گفته چته؟ چرا ناامیدی؟ چرا میخوای کارای خطرناک بکنی؟ گفتم خیلی تلاش میکنم خوب باشم ولی از حالم راضی نیستم. حالم بده.
آروم گفت دستتو بده
سعی کردم لرزش دستمو کنترل کنم، دستمو بردم جلو، با دستای بزرگش دستمو گرفت.
نازش کرد و باهم حرف زدیم. اومد لم داد کنارم رو تخت. داشت حرفای معمولی میزد. از روزش میگفت. ولی صداش… بدجوری معتادش بودم. دلم میخواست چشمامو ببندم و فقط به صداش گوش کنم.
همچنان گرفته و دمغ بودم. چهارزانو نشستم رو به روش و گفتم خسته م، نمیخوام ادامه بدم. اصلا این زندگی چی داره که ادم بمونه توش. میدونست حالم خرابه. میدونست چمه. کلی باهم چت کرده بودیم. حرفایی رو به هم زده بودیم که به کمتر کسی گفته بودیم.
وسط غر غرام پرید وسط حرفم و گفت بیا بغلم.
«بغلش»
همون چیزی که مدت ها بود دلم میخواستش
و دل اون هم
دستشو باز کرد تا سرمو بذارم رو بازوش
قلبم تند میزد. بدون اینکه به چشماش نگاه کنم رفتم و با یه فاصله ای ازش دراز کشیدم کنارش رو تخت.
دستشو خم کرد و منو یه کم کشید سمت خودش،
خیالم از بابتش راحت بود
نمیدونم چرا ولی اعتماد عجیبی بهش داشتم
میدونستم تا من نخوام هیچ کاری نمیکنه، حتی اگه خیلی نیاز داشته باشه.
سرمو فرو کردم تو سینه ش و چشمامو بستم. دوست داشتم ساعت ها همونجا بمونم و به صداش و نفساش گوش کنم.
موهامو نوازش میکرد و میبوسید. پیشونیمو میبوسید و بهم میگفت آروم باش تو بغلم.
ولی من… همچنان قلبم تند میزد. با خودم قرار گذاشته بودم که تو این قرارمون هیچ کاری سکسی ای نکنیم. فقط حالم کنارش خوب بشه. اما الان بدنم داشت اذیت میکرد. بدجوری داشت کار دستم میداد. به سختی سعی میکردم نفس نفس نزنم و خودمو لو ندم. حرف میزد و من گوش میدادم. بدنمو نوازش میکرد. نه سکسی، نوازش دوستانه.
ولی بدن من داشت واکنش سکسی میداد.
در حین نوازش یه بار دیگه منو کشید سمت خودش و کامل چسبیدم بهش. تپلی بود و بدن و دستای نرمش زیر سرم بهم آرامش میداد. وقتی چسبیدم بهش، دیگه واقعا حس کردم دارم داغ میشم. هرچی تلاش میکردم ذهنمو سرگرم کنم نمیشد. نوازش هاش بدجوری لذت بخش بود. بی اختیار پامو انداختم رو پاش و یه کم نزدیک تر شدم بهش.
شلوار لی پاش بود ولی حس کردم یه برخورد کوچک با کیرش اتفاق افتاد،
اونم شق کرده بود
تعجبی هم نداشت ، یه دختر سفید و کوچولو تو بغلش بود که قبل از این بارها از دور همدیگه رو بغل کرده بودن و این لحظه برای هردوشون لحظه خاصی بود.
از فکر اینکه اون هم برام شق کرده دیگه داشتم دیوونه میشدم.
با اون برخورد و حالی که پیدا کردم، اون هم متوجه حال من شده بود. در حین نوازش پشتم دستشو برد پایین تر و گذاشت رو کونم.
من که به شدت نسبت به لمس کونم حساسم و نقطه شروع یه حال عجیبه برام، گفتم رو اینجا حساسم دستتو بردار.
اما ته دلم دوست داشتم بازم کونمو نوازش کنه.
ولی کار از کار گذشته بود و فهمیده بود زدم بالا.
دوباره دستشو گذاشت رو کونم و گفت دلت میخواد؟
دلم بدجوری آشوب بود، گفتم نمیدونم.
نگام کرد و گفت هم‌ کاندوم خریدم هم ژل. ولی تا تو نخوای هیچ کاری نمیکنیم، حالا بگو ببینم حست چیه؟
نمیتونستم بهش دروغ بگم، نمیخواستم هم که دروغ بگم.
گفتم دلم میخواد ولی نه الان. نگرانم.
دوباره پیشونیمو بوسید و موهامو نوازش کرد و رفت رو کونم و دست کشید روش و گفت: اگه دلت میخواد بیا انجامش بدیم. مگه چقدر میخوایم زندگی کنیم؟ بیا به چیزی که همیشه آرزوشو داشتیم برسیم. راست میگفت. هزار بار تو چتمون این لحظه هارو تصور کرده بودیم. لحظه های پیش هم بودنو.
نمیدونستم به حرف دلم‌گوش کنم یا عقلم.
عقلم میگفت این کارو نکن ولی دلم و تمام وجودم میخواستمش.
دلمو زدم به دریا، گفتم باشه و خودمو سپردم بهش.
پایان

نوشته: Redsee

بازدید 9,298

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “اولین آغوش”

  1. اینهمه خوندم تهش بگی دادی!؟خب چی دادی و چی گرفتی؟کیرم تو نفس نفس زدنای بلند که شده نشونه حشریتاینهمه نشونه نفس نفس شده نشونه. پ هر کسی تو خیابون نفس نفس زدن باید بکنیم؟

  2. خیلی جالب و عجیب هست.امروزبرای اولین بارجناب احمدشاه کامنت گذاشتندبرخلاف گذشته.باورم نمیشد یه روز کامنت دلگرم کننده ازشون ببینم.

  3. عالی بود دمت گرم چقدر سکس عاشقانه لذت بخش وزیباست خداقسمت ماهم بکنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید