سلام من نیمام
داستانی که میخوام تعریف کنم کاملا واقعیه و برای تعطیلات عید همین امساله .
اول از خودم بگم ۲۸ سالمه قدم ۱۷۰ وزنم ۹۵ کمی تپلم ولی بدن سفید و خیلی کم مویی دارم که ماهی دوبار هم بدنمو با موبر شیو میکنم که یک تار مو نمونه چون از مو روی بدنم متنفرم.
اهل یکی از شهر های جنوبیم و چند ساله ازدواج کردم و این داستان اولین تجربه ساک زدنم توی ماشینه با یکی از کاربرای بکن تو که امیدوارم ببینه داستانو
و پیدا کنیم همدیگه رو دوباره
من از بچگی خیلی به سکس با همجنسم علاقه داشتم که متاسفانه به خاطر ترس و شرایط هیچ وقت نشد تجربش کنم ولی همیشه به خودم حال میدادم به روشهای مختلف بگذریم بریم سر اصل قضیه
داستان از جایی شروع شد که من با چستیتی آشنا شدم اینقدر دوست داشتم حسشو تجربه کنم که بالاخره با یک نفر آشنا شدم توی تلگرام و ازش خریداری کردم ولی فقط یه مدل فلت داشت که کیرو توی کوچکترین حالت خودش نگه میداره و اجازه ی راست کردن بهت نمیده.
چند روز گذشت تا بالاخره بسته رسید درب خونه سریع رفتم تحویل گرفتم رفتم دستشویی واینقدر استرس داشتم که دودولم راست نمیشد اصلا راحت بستمش و اومدم بیرون خیلی حس باحالی داشت انگار یه آدمه دیگه شده بودم حس یه جنده رو داشتم که باید ازش استفاده بشه خلاصه تا عصری بسته گذاشتمش یکم اذیت شدم بازش کردم ولی حسی که بسته شدنش بهم داده بود واقعا وصف نشدنی بود اینقدر که دوباره بعد یک ساعت بستمش شاید چون تجربش نکردین نتونین درک کنین ولی واقعا میزان حشری بودنمو چندین برابر میکرد
چون توی تعطیلات عید بود و خانواده بیشتر بیرون بودن دیگه کلا کارم شده بود این که از اسباب بازیم لذت ببرم جوری که بسته بودمش و سفتش کرده بودم که باز نشه شب خوابم برد و این قفل بسته موند و باعث شده بود من حشریتم چندین برابر بشه واقعا صبح تا شب توی بکن تو چت میکردم و با دیلدویی که برای خودم جور کردم با لوله ی اسباب بازی حباب ساز به کونم حال میدادم
جوری شده بودم که دیگه شورت هم نمی پوشیدم و فقط شلوار می پوشیدم و میرفتم بیرون خیلی حس متفاوتی داشتم و خیلی حشری بودنم نمیدونستم چیکار کنم میترسیدم که با کسی برم سر قرار تا یه شب با یک نفر چت کردم فکر کنم سنش حدودا چهل و خورده ایی بود اینقدر توی چت حشریم کرد که گفتمش فردا میخوام ببینمت
با بستن این چستیتی لعنتی جوری شده بودم که آرومو قرار نداشتم از شدت حشری بودن و اجازه فکر کردن هم بهم نمیداد
گذشت تا فردا ظهرش که میخواستم برم نتونستم بخوابم
هم استرس داشتم هم چستیتی به شدت حشریم کرده بود موقع قرار شد رفتم سر قرار ولی دور ایستادم شروع کردم چت کردن باهاش توی تلگرام تا مطمئن شدم خودشه تنهاست و… توی یه ماشین سفید مدل بالای ایرانی که مدلشو نمیگم سر نبش خیابون اصلی ایستاده بود منتظرم رفتم پیشش سوار نشدم سلام کردیم یه مرد حدودا ۴۶ یا ۴۷ ساله موها جو گندمی و شکم تپل خیلی با شخصیت گفت بشین بریم یه دوری بخوریم خلاصه کمی چرخیدیمو حرف زدیم من چون اولین تجربم بود قلبم داشت میترکید از استرس ولی این چستیتی لامصب کاره خودشو کرده بود وقتی دید که استرس دارم گفت نترس فقط آشنا میشیم امروزو گفتمش نه من میخوام گفت خب کجا بریم گفتمش همینجا توی ماشین شانس کولر ماشینش خراب بود فروردین ماه هم جنوب واقعا گرم بود شیشهای ماشین هم دودی نبود گفتمش بریم پرده بگیریم برای ماشین رفتیم خریدیم گیرشون کردیم شیشه ها رو هم دادیم تا حدی که هوا بیاد و چیزی داخل معلوم نباشه رفتیم توی یه جاده خیلی خلوت اطراف شهر دستمو گذاشتم روی کیرش خوابه خواب بود گفت منم اولین تجربمه با پسر کمی استرس دارم کلی با کیرش بازی کردم کم کم داشت تکون میخورد کمر بندشو باز کردم و زیپشو دستمو بردم توی شرتش اها اینو یادم رفت بگم مدیر بخشی بود توی یک کارخونه ایی خارج از شهر و قبل از اینکه بیاد توی شرکت رفته بود حموم و شیو کرده بود تمیز تمیز بود کلش گنده بود می که بازی کردم گفت نیما اینجوری راست نمیشه باید بخوریش من گفتمش باشه ولی بذار یه چیزی نشونت بدم شلوارمو کمی دادم پایین بدن سفیدمو دید که یه چستیتی سیاه بسته جلوش که هیچ کیری نداره فقط دوتا تخم آویزونه دیدم کیرش داره راست میشه سریع حمله کردم به کیرش واقعا بد حشری بودم هیچ جوری نمیتونستم خودمو کنترل کنم شروع کردم لیسیدن تخما کیرش هنوز بلند نشده بود ولی واییی چقدر باحال بود بافت نرم کله کیرش کامل کردمش توی دهنم با حلقم داشتم مک میزدم براش تا راست کردم اینقدر خوردمش که سرمو فشار میداد جوری که کله کیرش میخورد ته حلقم و با دماغم و دستم تخماشو قلقلک میدادم یهو دستشو از پشت گذاشت روی کونم و شروع کرد با سوراخ کونم بازی کردن وای من یه لحظه لرزیدم و اینقدر حشری شدم که احساس میکردم جندش شدم همینطو ر که کونمو انگشت میکرد من بیشتر دیوونه میشدم و تند تر براش کیرشو میخوردم پیش آبم اومد اگه کمی بیشتر انگشتم میکرد فکر کنم ارگاسم میشدم تا اینکه چند تا دستمال آورد و کمی بعد گفت نیما آبم داره میاد میاد من انقدر حشری بودم خودمو جندش میدونستم که گذاشتم توی دهنم ارضا بشه واییییی چقدر خوشمزه بود آب کیرش تا حالا همچین طعمی رو تجربه نکرده بودم واقعا لذت بخش بود خودمو توی آینه نگاه کردم دهنم پر آب کیرش بود بالاخره چیزی که آرزو داشتمو تجربه کرده بودم بعدش تفش کردم توی دستمال و پیادم کرد سر محل قرار واقعا حس جنده بودن داشتم دوست داشتم توی خیابون به همه بدم رفتم خونه چند رو با هم در ارتباط بودیم تا به دلایلی مجبور شدم اکانتمو دی اکتیو کنم و گمش کردم متاسفانه امیدوارم که داستانو ببینه وبتونیم همدیگه رو پیدا کنیم دوباره مرسی که وقت گذاشتین و داستانو خوندین نظراتونو بگین تا تجربهام با خانوممو تعریف کنم براتون.
داستانی که میخوام تعریف کنم کاملا واقعیه و برای تعطیلات عید همین امساله .
اول از خودم بگم ۲۸ سالمه قدم ۱۷۰ وزنم ۹۵ کمی تپلم ولی بدن سفید و خیلی کم مویی دارم که ماهی دوبار هم بدنمو با موبر شیو میکنم که یک تار مو نمونه چون از مو روی بدنم متنفرم.
اهل یکی از شهر های جنوبیم و چند ساله ازدواج کردم و این داستان اولین تجربه ساک زدنم توی ماشینه با یکی از کاربرای بکن تو که امیدوارم ببینه داستانو
و پیدا کنیم همدیگه رو دوباره
من از بچگی خیلی به سکس با همجنسم علاقه داشتم که متاسفانه به خاطر ترس و شرایط هیچ وقت نشد تجربش کنم ولی همیشه به خودم حال میدادم به روشهای مختلف بگذریم بریم سر اصل قضیه
داستان از جایی شروع شد که من با چستیتی آشنا شدم اینقدر دوست داشتم حسشو تجربه کنم که بالاخره با یک نفر آشنا شدم توی تلگرام و ازش خریداری کردم ولی فقط یه مدل فلت داشت که کیرو توی کوچکترین حالت خودش نگه میداره و اجازه ی راست کردن بهت نمیده.
چند روز گذشت تا بالاخره بسته رسید درب خونه سریع رفتم تحویل گرفتم رفتم دستشویی واینقدر استرس داشتم که دودولم راست نمیشد اصلا راحت بستمش و اومدم بیرون خیلی حس باحالی داشت انگار یه آدمه دیگه شده بودم حس یه جنده رو داشتم که باید ازش استفاده بشه خلاصه تا عصری بسته گذاشتمش یکم اذیت شدم بازش کردم ولی حسی که بسته شدنش بهم داده بود واقعا وصف نشدنی بود اینقدر که دوباره بعد یک ساعت بستمش شاید چون تجربش نکردین نتونین درک کنین ولی واقعا میزان حشری بودنمو چندین برابر میکرد
چون توی تعطیلات عید بود و خانواده بیشتر بیرون بودن دیگه کلا کارم شده بود این که از اسباب بازیم لذت ببرم جوری که بسته بودمش و سفتش کرده بودم که باز نشه شب خوابم برد و این قفل بسته موند و باعث شده بود من حشریتم چندین برابر بشه واقعا صبح تا شب توی بکن تو چت میکردم و با دیلدویی که برای خودم جور کردم با لوله ی اسباب بازی حباب ساز به کونم حال میدادم
جوری شده بودم که دیگه شورت هم نمی پوشیدم و فقط شلوار می پوشیدم و میرفتم بیرون خیلی حس متفاوتی داشتم و خیلی حشری بودنم نمیدونستم چیکار کنم میترسیدم که با کسی برم سر قرار تا یه شب با یک نفر چت کردم فکر کنم سنش حدودا چهل و خورده ایی بود اینقدر توی چت حشریم کرد که گفتمش فردا میخوام ببینمت
با بستن این چستیتی لعنتی جوری شده بودم که آرومو قرار نداشتم از شدت حشری بودن و اجازه فکر کردن هم بهم نمیداد
گذشت تا فردا ظهرش که میخواستم برم نتونستم بخوابم
هم استرس داشتم هم چستیتی به شدت حشریم کرده بود موقع قرار شد رفتم سر قرار ولی دور ایستادم شروع کردم چت کردن باهاش توی تلگرام تا مطمئن شدم خودشه تنهاست و… توی یه ماشین سفید مدل بالای ایرانی که مدلشو نمیگم سر نبش خیابون اصلی ایستاده بود منتظرم رفتم پیشش سوار نشدم سلام کردیم یه مرد حدودا ۴۶ یا ۴۷ ساله موها جو گندمی و شکم تپل خیلی با شخصیت گفت بشین بریم یه دوری بخوریم خلاصه کمی چرخیدیمو حرف زدیم من چون اولین تجربم بود قلبم داشت میترکید از استرس ولی این چستیتی لامصب کاره خودشو کرده بود وقتی دید که استرس دارم گفت نترس فقط آشنا میشیم امروزو گفتمش نه من میخوام گفت خب کجا بریم گفتمش همینجا توی ماشین شانس کولر ماشینش خراب بود فروردین ماه هم جنوب واقعا گرم بود شیشهای ماشین هم دودی نبود گفتمش بریم پرده بگیریم برای ماشین رفتیم خریدیم گیرشون کردیم شیشه ها رو هم دادیم تا حدی که هوا بیاد و چیزی داخل معلوم نباشه رفتیم توی یه جاده خیلی خلوت اطراف شهر دستمو گذاشتم روی کیرش خوابه خواب بود گفت منم اولین تجربمه با پسر کمی استرس دارم کلی با کیرش بازی کردم کم کم داشت تکون میخورد کمر بندشو باز کردم و زیپشو دستمو بردم توی شرتش اها اینو یادم رفت بگم مدیر بخشی بود توی یک کارخونه ایی خارج از شهر و قبل از اینکه بیاد توی شرکت رفته بود حموم و شیو کرده بود تمیز تمیز بود کلش گنده بود می که بازی کردم گفت نیما اینجوری راست نمیشه باید بخوریش من گفتمش باشه ولی بذار یه چیزی نشونت بدم شلوارمو کمی دادم پایین بدن سفیدمو دید که یه چستیتی سیاه بسته جلوش که هیچ کیری نداره فقط دوتا تخم آویزونه دیدم کیرش داره راست میشه سریع حمله کردم به کیرش واقعا بد حشری بودم هیچ جوری نمیتونستم خودمو کنترل کنم شروع کردم لیسیدن تخما کیرش هنوز بلند نشده بود ولی واییی چقدر باحال بود بافت نرم کله کیرش کامل کردمش توی دهنم با حلقم داشتم مک میزدم براش تا راست کردم اینقدر خوردمش که سرمو فشار میداد جوری که کله کیرش میخورد ته حلقم و با دماغم و دستم تخماشو قلقلک میدادم یهو دستشو از پشت گذاشت روی کونم و شروع کرد با سوراخ کونم بازی کردن وای من یه لحظه لرزیدم و اینقدر حشری شدم که احساس میکردم جندش شدم همینطو ر که کونمو انگشت میکرد من بیشتر دیوونه میشدم و تند تر براش کیرشو میخوردم پیش آبم اومد اگه کمی بیشتر انگشتم میکرد فکر کنم ارگاسم میشدم تا اینکه چند تا دستمال آورد و کمی بعد گفت نیما آبم داره میاد میاد من انقدر حشری بودم خودمو جندش میدونستم که گذاشتم توی دهنم ارضا بشه واییییی چقدر خوشمزه بود آب کیرش تا حالا همچین طعمی رو تجربه نکرده بودم واقعا لذت بخش بود خودمو توی آینه نگاه کردم دهنم پر آب کیرش بود بالاخره چیزی که آرزو داشتمو تجربه کرده بودم بعدش تفش کردم توی دستمال و پیادم کرد سر محل قرار واقعا حس جنده بودن داشتم دوست داشتم توی خیابون به همه بدم رفتم خونه چند رو با هم در ارتباط بودیم تا به دلایلی مجبور شدم اکانتمو دی اکتیو کنم و گمش کردم متاسفانه امیدوارم که داستانو ببینه وبتونیم همدیگه رو پیدا کنیم دوباره مرسی که وقت گذاشتین و داستانو خوندین نظراتونو بگین تا تجربهام با خانوممو تعریف کنم براتون.
نوشته: کولونوسکوپی
6 پاسخ به “از چستیتی تا ساک توی ماشین”
اول اینکه چجور پرده ای واس ماشینش خریدید ک نصب کردیداونم فقط واس ی ساک زدنفقط بعضی ماشین های سفارشی کلاسیک آلمانی و آمریکایی پرده داشتندوم اینکه نمیتونم تصور کنم تو ماشین چطور واس طرف تخماشم خوردی اونم تو حالتی ک قطعا اون روی صندلی راننده نشسته بودهانقدر تصوراتتو جق زدی ک مغزت از کار افتاده
تازه تو با چستیتی کون ندادی ببینی اون چه حس خوبیه…
اولین بارت بود بعد اب کیر خوردی .خیلی از مشتری های من با اینکه بارها مفعول بودن ولی نمیتونن اب کیر بخورن بعد تو در اولین با نه عوق زدی نه بالا اوردی تازه برات خوشمزه هم بود .باورش سخته .دوم اینکه چرا همه مفعول های اینجا اصرار دارن حتما بدنشون سفید باشه تو تعریف از خودشون ولا مردهای سبزه و گندمی هم حشری تر هستن هم سکسی تر .
تو چه جور متاهلی هستی که چسیتی بستی خانومت ندید؟
بیا بخولش
عجیبه !!!این همه کونی!!جنگ زمینی بشه ،قویترین ارتش جهان رو هم شکست میدیم این همه کونی ارتش هر کشوری و آبگیری کنن ،تا هزار سال اون کشور دشمن خشک و ام یزرع خواهد شد🤣 نسل شون هم منقرض میشه،دیگه آبی براشون نمی مونه که فرزند آوری کنن