عزیزم حالت خوبه؟
یه سریع تکون دادم و خواستم کمی بلند بشم تا نفسم بالا بیاد اما آرین باز منو گرفتو بوسید.اینبار سعی میکردم همراهیش کنم اما نتوان بودم.تو دلم به خودم فحش میدادم.اینقدر ابله نباش بدبخت مثل یه فلج مغزی نباش.تو زیباترین دختر دانشگاه (به گفته دوستانم که اونا هم از پسرا میشنیدن.) کسی که همه پسرا حسرت دوست شدن باهاش داشتن.خودتو جمع کن.زود باش یه کاری بکن.اما حقیقت این بود که تا دست آرین به سینهام خورد پسش زدم.آرین فهمید و کمی ازم جدا شد و کنارم خوابید.چشمو بستم و منتظر یه فریاد بودم اما فقط گرمی یه بوسه به پیشنیمو حس کردم.
میدونم خسته شدی عزیزم.بهتره که بخوابیم.فرصت واسه عشق بازی زیاده
عشق بازی نه سکس.باورم نمیشد.آرین خوابید.شایدم بیدار بود نمیدونم اما من بیدار بودم.شاید تا ۲ ۳ ساعت.داشتم فکر نداشت.من دیگه ازدواج کردم و کسی که کنارمه میکردم.ایرادی همسرمه.ایرادی نداره من پاکم من همه چیزم برای همسرمه.تصمیم گرفتم که خودم اینکارو شروع کنم.خوابم برد.صبح با بوسهای آرین بیدار شدم.گرمو دوستداشتنی.خودمو به خواب زدم تا بیشتر ببوستم اما لبخندم منو لوو داد
عزیزم بهتره بیدار بشی.داره ظهر میشه.من برم صبحانرو آماده کنم
صدای آریان میشنیدم که داره تو آشپزخونه صبحانه آماده میکنه.باید الان اینکارو میکردم.رفتم سراغ کمدم.من کارایی که بقیه میکننو بلد نیستم.به نظر اینجوری جذابتر بودم.فقط یه شرت سبز پوشیدم با یه تیشیرت بلند یشمی رنگ که تا زیر باسنم بلندی داشت.رفتم دستشویی یه آبی به دست صورتم زدم.اما گذشتم موهای کوتاهم پریشون بمونه.(آرین همیشه میگفت دوست ندارم واسه من زیر کلی آرایشو انواع و اقسام مدلای مو غرق بشی.میخوام ساده باشی).با حالت خوابالودگی ساختگی اومدم تو آشپزخونه از پشت آریانو بغل کردم.وقتی برگشت سمتم اینبار من بودم که لبشو بوسیدم.کوتاه اما برای خودم نفسگیر.تپش قلبم بازم بالا رفته بود تعجب تو صورتش میدیدم اما نمیخواستم هول کنم.نشستم رو صندلی.با اینکه بلد نبودم در حالی که صبحانه میخوردیم واسش عشوه اومدم.کمی هم لوندی کردم.تو لباس که پوشیده بود (یه تیشیرت سادهٔ سفید و گرمکن نایلونی کرم) از نظر من جذابترین مرد دنیا بود.حس میکردم که داره داغ میشه اما میدونستم در برابر من هیچه چون تن من آتیش بود.صبحانرو خوردیم من رفتم تو اتاق.اون پای تلویزیون بود که صداش کردم.صدای آهنگ تو خونه پخش میشد.من آماده بودم همونجور که نقشه کشیده بودم.رو تخت نشست بودم.سینهامو داده بودم جلو دستمو پشتم ستون کرده بودم.یه پامو جمع کرده بودم و یکیو دراز گذشته بودم.کمی هم به بدنم کرم براق کنند زده بودم.تا اومد داخل لبخند زدم و گفتم من آمدم.آرین کنارم نشست و بدون سوال شروع کرد به بوسیدن لبم (چه هول بود) اینکارو به بهترین شکل انجام میداد.داغ شدم خوابیدم کشیدمش روی خودم.دستمو فرو کردم توی موهای نرمش چشمامو بستم بوسیدمش.زبونشو حس میکردم.نرمو لزج اما من دوسش داشتم.حس خوبی داشت.کم کم دستشو روی سینهام حس کردم کمی مالیدشون.فکر کنم فهمید که سوتین ندادم چون فشارشون داد.واااای فوقالعاده بود.کمرشو محکم گرفتم میخواستم بیشتر ببوسمش اما اون اومد پائین تر.لبشو که روی گونم گوشم و گردنم حرکت میکرد حس میکردم.احساس میکردم کسم خیس شده.سرشو به بدنم فشار میدادم که یدفه نوک سینمو یه گاز نرمو کوچیک از روی تیشیرتم کرد.نفسم بند اومد بعد چند ثانیه به شکل یه آهی کوتاه دراومد.نفهمیدم کی اما حس کردم سینهام لخت شده.چشمو بستم نمی خواستام ببینم فقط میخواستم حس کنم.داشت سینهامو میخورد آروم نرم مکشون میزد نوک زبونشو دورشون میچرخوند و گاهی دندوناشو به سینم می کشید.فوقالعاده بود دیوونم میکرد.صدای اه اهای آرومم دراومده بود.یه دستمو جلوی دهانم گرفته بودم تا صدام زیاد بالا نره.آرین تا میتونست اینکارو یواش انجام میداد اما اینکارش داشت دیوونم میکرد.کسم داغ شد بود دوست داشتم بهش دست بزنم اما خجالت میکشیدم میخواستم به آرین بگم بکنتم اما خجالت میکشیدم.صبر کردم.آرین که داره شکمم لیس میزنه و با ناخنش پهلهامو نوازش میکنه حس میکردم اما من چیز دیگهای میخواستم.صدای اه اهمو زیاد کردم تا بفهمه چی نیاز دارم.اونم فهمید.پاهای منو از هم باز کرد شورتمو که خیس شده بود دید.حرفی نزد خم شد پائین.چشمام بسته بود اما نفسای گرمش که به کناره های کسم میخورد حس میکردم.از روی شرتم چند تا بوس روی کسم زد.این باعث شد یه جیغ کوتاه بزنم.شهوتم غیر قابل کنترل شده بود.با گاز زدن بالشتم خودمو خفه کردم.من حیا داشتم.احساس کردم لبهٔ شورتمو کنار زده تا کسمو ببینه.کس سفیدی که بی مو بود و مثل کس یه دختر بچه بود (من خودم هنوز بچه بودم.یه نوزاد تو سکس).زبونش روی کسم حرکت کرد نوکشو دم سوراخم حس میکردم.وقتی روی چوچولهٔ بیرون زدم حرکت میکرد سرم از شدت شهوت گیج میرفت.اما زیاد اینکارو نکرد.حرکتی زیر پاهام حس کردم.چند لحظهی بعد آرین لایه پاهام لخت نشست بود.بدنش برنز و لاغر بود.کیرش مناسب بدنش بود متوسط نه زیاد بزرگ نه زیاد کلفت (یه لحظه خدارو شکر کردم).سیخ شده بود و سرش برقی صورتی رنگ داشت.به من یه نگاهی کرد و گفت
آماده؟
سری به نشانه مثبت تکون دادم.کیرشو روی ورودی کسم حس کردم.آروم داشت فرو میرفت.دوباره بالشتو گاز گرفتم.درد و سوزشو حس میکردم.اولین بارم بود اما شهوتم میگفت بذار ادامه بده.کم کم فرو رفتنش راحتتر شد.وقتی احساس کردم کیرش به اندازهٔ یه بنده انگشت یا بیشتر فرو رفته چشمو باز کردم.بهش نگاه کردم اونم به من نگاه میکرد که با یه فشار کمی بیشتر فرو کرد.سوختم تخت چنگ زدمو چشمو بستم و یه جیغ کوتاه کشیدم.فهمیدم تمام شده و کمی اشک تو چشم جمع شد.کیرشو بیرون کشیده بود و داشت با دستمال کیرشو و کس منو تمیز میکرد.چند لحظهی بعد سنگینشو روی خودم حس کردم.بوسیدمش لبشو بوسیدم.شهوتم بالا بود بازم میخواستم اما داشتم میسوختم.دوباره با بوسه هاش آروم شدم.وقتی فکر کردم آمدهام آروم تو گوشش گفتم برو ادامه بده.گوش به فرمان بود اما اینبار به جای اینکه لایه پاهام بشینه در حالی که روی من خوابید بود فرو کرد.زیاد طول نکشید تا کسم براش جا باز کنه.اون حرفهای بود.من فقط خوابید بودم تا اون کارشو بکنه.آروم شروع کرد به تلمبه زدن.اه اهای من بلند شده بد و در حالی که تخت چنگ میزدم داشتم لذت میبردم.نفس نفسای اون رو سینه هام قابل شنیدن بود.چند دقیقه تلمبه میزد و با هر تلمبش سرعتو کمی بیشتر میکرد.اینقدر که دیگه داشتم حس میکردم کسم داره آتیش میگیره.اه اهای من تبدیل به چند تا جیغ بلند شد و ارضا شدم.پاهام میلرزیدو به کمر آرین چنگ میزدم.نزدیک به ۱ دقیقه طول کشید تا آروم بشم.آرین کیرشو درآورده بود و جلوم نشست بود.خودم جمع کردم.نشستم و نزدیکش شدم.لبشو بوسیدم و کیرشو که سیخ شده بالای کسم بود با دست مالیدم.کمی بعد حس کردم لبش سفت شد و آبه گرمش روی کسم و بالاش ریخت.این فراموش نشدنیترین سکس زندگی من بود و هست.به نظرم فقط عشق باعث وجود این همه لذت در سکس بود
دوستانه عزیز این داستان خیالی است.من فقط خواستم ببینم توان نویسندگیم چقدره.امیدوارم خوشتون اومده باشه و لذت ببرید.نظراتتون هرچی که باشه چه تعریف چه انتقاد چه فحش و توهین برای من محترمه.از زندگیتون لذت ببرین
پی نوشت
من ویراستار نیستم که غلط املایی نداشته باشم.به بزرگی خودتون ببخشید.
نوشته: ajab chizi
7 پاسخ به “ازدواج مثل قصه ها”
قشنگ بود.خیلی.فقط کمی غلط املایی داشتی.در کل قشنگ بود…
قشنگ بود ولی غلط املایی زیاد داشتی
بسیار هم زیبا بود . فحش نداره دوست عزیز. سکس ۲ انسان بود . سکس با محارم یا گروهی نبود که بخوایم فحش بدیم . بسیار زیبا توصیف کرده بودی. شاد باشی .give_rose
خوب بود ولی هنوز جایه کار داری
قشنگ بود حس شب زفاف بهم دست داد
خوب بود…ولی جای کار داری
kheili ghashang bod