اتفاق جالب و خاص توی تاکسی

سلام من محمدم،۳۷ سالمه و تاکسی دارم،آدم خیلی حشری هستم از روزی که تاکسی گرفتم کلی داف سوار کردم،یه روز ساعت ۸ غروب بود که یه زنی رو سوار کردم، یه کم جلوتر یک مسافر دیگه سوار شد تنم خورد به مسافری که از قبل نشسته بود یک دفعه حس عجیبی بهم دست داد دهنم روزه بود ولی فشار شهوتم عقل رو ضایع کرده بود خلاصه نگاش کردم دختر سفید چشم رنگی خوشگلی بود وقتی تنم خورد بهش حس کردم اونم دلش میخواد بخاطر همین تکون نخوردم که بدنم به بدنش همچنان چسبیده بمونه ، خیلی نرم بود ، حسابی راست کرده بودم ، یادم نیست کت بود یا کاپشن ولی انداختم روی پام ، اونم دیگه شل شده بود ولی شرم و حیا مانع میشد بهم نگاه کنیم حسابی سرخ شده بودم ، اروم شروع کردم دستم رو بردم زیر کاپشن و با خودم ور میرفتم ، حس خیلی خوبی بود ، خودم بیشتر بهش چسبوندم ، اونم دل می داد ، مطمئن بودم اونم دلش میخواد ولی نمیتونست کاری کنه ، همچنان با خودم ور می رفتم که از بد شانسی جلوتر مسافری که جدید سوار شده بود پیاده شد . ضد حال اساسی خوردم آخه باید یکم اینورتر میومدم ولی نمی شد نمیتونستم یکم دیگه ادامه میدادم آبم میومد ولی مجبور بودم دیدم راننده داره توی آینه نگاه میکنه خلاصه خودم رو کشیدم اینورتر ، ولی دوباره شانس بهم رو کرد باز جلوتر یک مسافر دیگه سوار شد این دفعه دیگ چسبوندم به دختره اونم خودش کج کرد رونم زیر رونش رفته بود کاپشنم انداخته بودم روش ، دیگه مالیدمش حسابی ، دست دیگم داشتم با خودم ور میرفتم ، دستمو بردم لای پاش ، اولین بار بود ، دختره سرخ سرخ شده بود ولی پاش رو بیشتر باز کرد ، دستمو اروم داد زیر شورتش ، دستم خیس شد ، دختره تکون عجیبی خورد، همزمان داشتم با خودم ور میرفتم ، ماشین توی یک چاله افتاد انگار دیگه قشنگ رونم زیر رونش بود دستم رسیده بود به زیر شورتش ، ماشین افتاد توی چاله بعدی هر دومون با هم ارگاسم شدیم ، چند دقیقه بعد رسیدیم مقصد ، پیاده شد و منم به راننده گفتم پیاده میشم و دنبال دختره رفتم. وارد ایستگاه مترو شد و بلیت خرید و منم همینطور تعقیبش کردم و توی مترو کنارش نشستم. گفت: بازم تو؟ گفتم چطوری نرگس جون؟ گفت از کجا فهمیدی اسممو؟
گفتم خب دیگه من این کارم. روی بلیت اسمت رو دیدم نرگسی.
گفت اسم تو چیه؟ گفتم حمید هستم مخلصتم هستم و کون خیلی خوبی داری نرگس جون.
گفت اختیار داری نفرما به کیر تو که نمیرسه حمید جون.
گفتم میدونی آرزوم چیه؟ گفت چیه کیر گنده من.
گفتم اینه که برام 10 دقیقه خوب ساک بزنی.
البته اینو بگم لب های خوبی هم داشت و قشنگ به درد این می خورد برات ساک بزنه ابتو جانانه بیاره.
گفتش این که چیزی نیست عشقم.
گفتم جون همشو بخوری برام نرگسی.
خلاصه قطار که حرکت کرد مانتوشو درآورد و با یه تاپ و شلوار نشست
بدجور تو نخش بودم
بعدش شروع به حرف زدن کردیم یه ساعتی گذشت که اومدن بلیط ها رو چک کنن
خیلی حشری بود همون اول از بهناز جلوی من پرسید با این خوشگلی شوهرت هر روز بهت میرسه؟
بهناز گفت چطور رسیدنی منظورته؟
خیلی راحت گفت با این خوشگلی هر روز باهم سکس دارید دیگه
بهناز جواب داد بد نیست هر روز نه ولی خیلی وقتا اره
منم کیرم تو شلوار شق شده بود به بهانه دستشویی از کوپه زدم بیرون
وقتی برگشتم دیدیم بهناز با نرگس دارن لب میگیرن به منم اشاره کردن درو ببند بیا تو درو قفل کن
بدجور شق شده بودم
همینطور که لب میگرفتن تاپ و سوتین همدیگرو در می آوردن تا اینکه سینه های جفتشون تو حرکت قطار مثل هلو تکون میخورد
گفتم عجب جیگری هستی
گفت حالا کجاشو دیدی
منم سریع لخت شدم
بهناز هم که ساک زدنه
اومد سراغ کیرم
نرگس هم سینه هاشو گذاشت تو دهنم
وقتی دستامو انداختم دور کمرش تا شلوارشو در بیارم بهم گفت دوست داری در بیارم
گفتم اره
گفت خودم برات در میارم
وای خدای من میدونید چی دیدم
نرگس کیر داشت شیمل بود
یهو گفت بهناز ماله منو هم بخور
بهنازم از خداخواسته شروع کرد به خوردن کیرش
منم سینه هر دوشونو میمالیدم
خیلی داغ شده بودیم
بعدش پاهای بهناز باز کرد شروع کرد به خوردن کوسش منم داشتم کیرشو میمالیدم
بهم گفت کیرمو بخور
منم یه دهن خوردم
بعدش یهو کرد تو کوس بهناز
لامصب چه نفسی داشت
تلمبه میزد و سینه هاش تکون تکون میخورد
بدجور حشری شدم
گفت کیرتو بزار تو دهنم
منم وقتی کیرمو گذاشتم تو دهنش بهناز هم از پایین تخمامو میمالید
وقتی کیرشو از کوس بهناز در آورد گفت میخوای تورو هم بکنم؟
نمیدونستم چی بگم
گفت میخوای تو منو بکن
قمبل کرد گفت بکن تو کونم
لامصب تونل دو طرفه بود از بس گشاد بود کیرم یهو رفت تو سوراخش
داشتم تلمبه میزدم که گفت آبتو بریز رو سینه هام
منم کیرمو در آوردم آبمو ریختم رو سینه هاش
بعدش رفت سراغ بهناز کیرشو گذاشت تو دهنه بهناز
وقتی آبش داشت میومد از دهن بهناز درآورد ریخت رو سینه های بهناز
سه تایی بعدش همدیگرو بغل کردیم
خیلی حال داد
شماره داد و قرار شد با هم در رابطه باشیم

نوشته: محمود

بازدید 6,733

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “اتفاق جالب و خاص توی تاکسی”

  1. کاش نت برای همیشه قطع بشه تا منم این کس و شعرارو نبینمکیرم تو مغزت ک نداری

  2. دروغ گو کم حافظه میشه تاکسی داری بعد چسبیدی به طرف )یاد قدیم افتادم که تو پیکان دو نفر جلو مینشستن ) بعدش سر از عقب در اوردی بابا کس نگو ملجوق

  3. مترو سوار شدی رفتی تو کوپه اومدن بلیط رو چک کردن بعدش از کوپه رفتی بیرون دستشویی ؟؟ جالبه

  4. تاکسی داری بعد صندلی عقب نشسته بودیدستت تو شورتش بود نفهمیدی کیر دارهبلیط مترو اسم آدمو جدیدا میزنه توشتو مترو مانتوش رو دراورداین وسط بهناز از کجا پیداش شدیکم کمتر جق بزن عقلت گاییده شده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید