بعد از سکس اون شب همه چی بین ما تغییر کرده بود اما انگار نمیخواستیم به روی هم بیاریم چند هفته از اون شب عالی گذشت و آتوسا بهم مسیج داد و حال و احوال و بعدش گفت دلم برات تنگ شده و میخام ببینمت منم گفتم منم همینطور هماهنگ کنیم ۴ تایی بریم بیرون گفت نه میخام خودم و خودت باشیم یه کم تعجب کردم وبراش نوشتم منصور یه وقت بفهمه ناراحت میشه کفت مهم نیست میخام ببینمت منم باهاش برای فردا خونه خودم قرار گذاشتم برنامه اینجوری شد که بعد رفتن خانومم بیاد پیشم منم صبحش رفتم حموم و حسابی شیو کردم،هنوز حوله تنم بود که آیفون زنگ خورد و آتوسا بود منم دیگه با حوله در رو براش باز کردم اومد داخل و وقتی من رو اینجوری دید یه کم تعجب کرد و گفت فککنم زود اومدم منم یه نگاه بهش کردم و گفتم مامتوت رو در بیار بیا صبحونه بخوریم اونم مانتوش رو در آورد و دیدم زیرش یه تاپ قرمز چسب پوشیده با یه سوتین اسفنجی از فرمش مشخص بود هم شکل خوبی گرفته بود و گنده تر از اون شب نشون میداد موهاش هم دم اسبی بسته بود با یه آرایش ملایم و رژ قرمز،اومد نشست و شروع کردیم صبحانه خوردن و از کار و بعدش صحبت منصور شد و کفت بیین امیر منصور حسش به زن کمه یعنی میبینم به مردها بیشتر حس داره وقتی میخایم سکس کنیم موقعی که براش ساک میزنم یا کونش رومیمالم سیخ کامل اما موقع دخول کردن کیرش میخوابه منم واقعا دلم سکس کامل میخاد و از اون شب من همش به تو فک میکنم لطفا کمکم کن منم آدمم از اونور منصور رو دوست دارم همه جوره برای زندگی داره تلاش میکنه اما نمیتونه من رو ارضا کنه فک کنم با توام اوکیه که من سکس کنم اما نمیخام مستقیم بهش بگم و اونم بدونه ولی میخام تو بهم کمک کنی،همینجوری که داشت اینا رو میگفت منم کیرم داشت سیخ میشد و نگاهم رفت سمت سینه هاش واقعا سینه های فوق العاده ای داره،حرفش که تموم شد گفتم ببین آتوسا یه چیزی که باید بدونی من واقعا دوست دارم و خیلی دوست دارم باهم سکس داشته باشیم اما منصور رفیقم و نمیخام بهش نامردی کنم اون شب هم خودش گفت اما الان اگر ندونی عذاب وجدان میگیرم،یهو اشک تو چشماش جمع شد گفت امیر منم دوست دارم حتی قبل منصور همش منتظر بودم تو بهم تو دانشگاه پیشنهاد بدی اما وقتی منصور اومد جلو از لج تو بهش اوکی دادم اینوکه گفت انگار دنیا رو سرم ریخته شد ،اونم منو میخواسته و منم اون رو اما بهم تا الان نگفتیم منم چشام خیس شد و رفت سمتش و بغلش کردم وای خدای من چه بوی خوبی میداد تنش چه حس خوبی یاد اولین بوسه اون شب افتادم و لبم رو بردم سمت لبهای قرمزش و شروع کردیم لب گرفتن خیلی حس خوبی داشتن با اینکه هم به زنم و هم به رفیقم داشتم خیانت میکردم اما لذتش فوق العاده خاص بود دست آتوسا رفت سمت کیرم و شروع کرد مالیدن حوله تنم بود و راحت تونست بهش برسه منم یه ناله ریز کردم و زبونم رو کردم تو دهنش و اونم شروع کرد زبونم رو لیسیدن بعدش دستش رفت سمت تخمام و بین پام از اون شب میدونست که از کون مالیده شدن رو دوست دارم و رفت سمت سوراخ کنم و شروع کرد مالیدنش و انگشت کردن منم همرمان دستم رفت سمت سینه های گندش و شروع کردم مالیدن اون ۲ تا سینه گنده جفتمون حسابی حشری شده بودیم من دیگه حولم افتاده بود و کامل لخت بودم اما اون لباس داشت منم سریع تاپش رو در آوردم دیدم یه سوتین قرمز تنشه واقعا رنگ قرمز رو پوست سفید بی نهایت حشری کننده است اون قسمت که از سوتینش زده بود بیرون رو شروع کردم خوردن و گاز زدن برام مهم نبود که کبود بشه فقط میخواستم بخورمشون همزمان که میخوردم از سوتین درشون اوردم و سر ممه روکذاشتم تو دهنم و عین یه بچه شروع کردم مک زدن خیلی بهم داشت حال میدم همزمان هم ناله آتوسا بلند شده بود و این منو بیشتر حشری میکرد دیدم سخته ایستاده دستش روکشیدم و بردمش رو تخت،انداختمش رو تخت و رفتم سمت دکمه شلوارش و بازش کردم و با کمک خودش شلوارش رو در آوردم و دیدم شورت ست پوشیده و بکلس واقعا خیلی لباس زیر سکسی بود (بعد سکس گفت دیروز مخصوص امروز خریده بوده) منم دیدم این ست از لختش سکسی تره منم شروع کردم از ساق پاش لیس زدن بدن بلوری آتوسا جونم همینجوری لیس زدم و اومدم بالا تا به کصش رسیدم دیدم حسابی خودش رو خیس کرده،گوشه شرتش رو زدم کنار رو شروع کردم اون کص سفیدش رو لیس زدن و خوردن ناله های آتوسا خیلی شدید شده بود و هی به خودش میپیچید و دستش توموهام بود منم لذت میبردم و دستم رو برم سمت ممه هاش و اونا رو هم میمالوندم و نوکشون رو با انگشت میمالوندم دیگه ناله هاش داشت شدید میشد و یهو صورتم بین ۲ تا پاش فشار داد و داد زد و موهام رو چنگ میزد با هر تکونم بیشتر ناله میکرد میگفت بسه امیر و منم دیدم داره عذیت میشه با دهنم که پر آب کصش بود رفتم سمت لباش و شروع کردم لب گرفتن اونم خیلی خوب همراهی کرد و حسابی لب بازی کردیم بعدش اومد تو بغلم و چشماش رو بست گفت امیر تو خیلی خوبی خیلی دوست دارم……
نوشته: امیر